مىداند كه ساختمان اساسى دين و حكومت اسلامى را برهم زده بود . از ديدگاه او ، امكانات امام حسين ( ع ) براى ساقط كردن نظام حكومتى يزيد كافى نبود ، لذا با اين قيام تنها درصدد رساندن پيام اعتراض خود به گوش حكومت و مردم عصر خود بود تا درصدد تغيير حكومت يزيد برآيند . او از حسين ( ع ) پاىبندى به اصول و حراست از آن را مىآموزد ، چنان كه حيات و مرگ را از او تعليم مىگيرد . او مىبيند كه حسين ( ع ) نقشه جاودانگى را براى همه قهرمانان مخلص تا ابد ترسيم نموده است . « 1 »
علايلى با تحليل اوضاع زمان يزيد ، سكوت را بر هيچ انسان ديندار و آزادهاى جايز نمىداند . او مىنويسد : براى همهى متفكّران مسلمان آن روزگار ثابت شده بود كه يزيد ، با توجه به اخلاق خاص و تربيت مشخص آنچنانى ، وسيلهاى است ، و براى هيچ مسلمانى سكوت در آن موقعيت هرگز جايز نبود و وظيفهى آنان مخالفت و اعتراض آشكار بود . در اين صورت قيام حسين ( ع ) در حقيقت اعلام نامزدى خود براى حكومت نبود ، بلكه ذاتا و بيش از هرچيز ، اعتراض به ولايت يزيد به شمار مىرفت . گواه اين ادّعا گفتار حسين ( ع ) به وليد است كه چون از او خواست كه بيعت كند ، فرمود : « يزيد فاسقى است كه فسقش براى خدا آشكار مىباشد » . « 2 »
معروفترين قصيدهى علايلى در رثاى حسين ( ع ) « دمعة سنّى على الحسين » مىباشد و در حاشيهاى كه بر عنوان قصيدهاش نگاشته ، به عزادارى شيعه اشاره مىنمايد و با عظمت از آن ياد مىكند :
« شيعه هر ساله ، ياد عاشورا را براى پندآموزى و يادآورى زنده نگاه مىدارد ، اين مراسم از آن حيث بزرگ است كه پر از موعظه و ذكر دلاوريها در مسير جهاد است و چنين يادهايى موجب بارورى روحهاى بزرگ مىگردد . امروزه ، چقدر ما به اين بزرگداشتها ، خصوصا در دورهى انقلابى خويش نيازمنديم ! »
بايد به شعر علايى ، پيش از آنكه از جنبهى فن و به كارگيرى صنعتهاى ادبى نگريسته شود ، از جهت معنى و استفادهى تحليلى از قضايا و حوادث نگاه كرد ، چراكه اشعار او به نثر منظوم يا شعر تعليمى نزديكتر است .
- * -
1 - وقفت على زمرة ثائر * ين يكاد الحفاظ يرامى الحمم
2 - يقولون : ثأر لنا نائم * نريد انتقاما يروّى الضرم
3 - يروّى الضّلوع يعيد النّخا * يروّى النّفوس يعيد الشّمم
4 - فقلت : اليكم و اين التّرات ؟ ! * قالوا جميعا : طواها الرّمم
5 - فقلت : اليكم لماذا الحفاظ ؟ ! * هل فى القبور هوى ينتقم ؟ !
6 - هناك الاله اليه القضا * اليه العدالة فى المحتكم
7 - فقالوا و ألووا الىّ الرّؤوس * . . . : رأيت الأمور به عين أمم ! « 3 »
1 - 4 - در ميان گروهى از انقلابيون اطراف قبر حسين ( ع ) ايستاده بودم كه با فرياد و خروش به دنبال خونخواهى از حسين ( ع ) بودند . من مىديدم كه اين خشم و خروش مىرود تا سياهىها را به درد و عظمت و فخر گذشته را باز آورد .
5 - ( آنها گفتند مىرويم تا سياهىها را بدريم و ريسمان كهنه و پوسيده را پاره كنيم . ) از آنان دربارهى مسئله خونخواهى
هامش
( 1 ) - الامام الحسين ، ص 350 .
( 2 ) - برترين هدف در برترين نهاد ؛ ص 88 و 89 .
( 3 ) - الامام الحسين ؛ ص 109 و 110 .