سيّد رضا هندى
سيّد رضا بن سيّد هاشم تقوى رضوى موسوى هندى لكهنويى ، به سال 1290 ه . ق . در نجف متولد شد و در سال 1298 ه . ق . همراه پدر به سامرا رفت . وى پس از 13 سال به نجف برگشته و بقيّهى عمر را در آنجا در طلب علم گذرانيد .
از تأليفات او : « الميزان العادل بين الحق و الباطل فى الرد الكتابيين » ، « بلغة الراحل فى الأخلاق و المعتقدات » ، « الوافى فى شرح الكافى فى العروض و القوافى » و « شرح غاية الايجاز فى الفقه » . وى به سال 1362 ه . ق . در قريهاى نزديك نجف وفات يافت و او را در نجف دفن كردند « 1 » .
- * -
1 - و بقعة ترهب الأيّام سطوتها * و ليس تهرب من ذؤبانها النّقد
2 - و روضة انجم الزّهراء قد حسدت * حصباءها و عليها يحمد الحسد
3 - و ارض قدس من الأملاك طاف بها * طوائف كلّما مرّوا بها سجدوا
4 - فانهض فدتك بقايا انفس ظفرت * بها النّوائب لما خانها الجلد
5 - هب إن جندك معدود فجدّك قد * لاقى بسبعين جيشا ماله عدد
6 - غداة جاهد من اعدائه نفرا * جدّو ابا طفاء نور اللّه و اجتهدوا
7 - و عصبته جحدوا حقّ الحسين كما * من قبل حق ابيه المرتضى جحدوا
8 - تجمّعت عدة منهم يضيق بها * صدر الفضا و لها امثالها مدد
9 - فشدّ فيهم بابطال إذا برقت * سيوفهم مطرو احتفا و ما رعدوا
10 - صالوا و جالوا و أدوّا حقّ سيّدهم * فى موقف فيه عقّ الوالد الولد « 2 »
1 - در آنجا ( كربلا ) آرامگاهى است كه روزگار از سطوت آن در هراس است و گرگها در آنجا جرأت حمله به گوسفندان را ندارند .
2 - بوستانى است كه ستارههاى درخشان به سنگريزههاى آن حسادت مىورزند و به اين دليل در اينجا حسد صفتى ممدوح شده است « 3 » .
3 - سرزمين مقدّسى است كه فرشتگانى كه به دور آن مىگردند ، هرگاه به مقابل آن مىرسند ، سجده مىكنند .
4 - بهپاخيز ، نفوسى كه مصائب بر آنها وارد شده به حدّى كه ديگر قدرت مقابلهى با مصائب را ندارند ، همگى به فداى تو باد « 4 » .
5 - اگر تعداد لشكريان تو كم است ، جدّ تو امام حسين ( ع ) با هفتاد نفر به رويارويى لشكرى بىشمار رفت .
6 - در روزىكه با گروهى كه سعى در خاموش كردن نور خدا داشتند مبارزه و مجاهده كرد .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 9 ، ص 242 و 243 . اعيان الشيعه ؛ ج 7 ، ص 23 .
( 2 ) - همان ؛ ص 25 .
( 3 ) - حسد نسبت به كارهاى پسنديده « غبطه » نام دارد و غبطه مستحسن است .
( 4 ) - از اين بيت تا آخر خطاب به امام زمان « عج » است .