كهف ، 19 ص 48
ترجمه : واين چنين برانگيختم آنها را تا گفت وشنيد كنند ميان خودهايشان ، گفت گويندهاى از آنها چند مانديد ، گفتند مانديم يك روز يا قدرى روز ، گفتند پروردگار شما داناتر است به آنچه مانديد ، پس بفرستيد يكى از شما ، به درم خودتان اينها ، به سوى شهر ، پس ببيند كدام پاكيزهترند از خوردنى ، پس آورد شما را به روزى از آن ، وبايد مهربانى كند وآگاه نكند به شماها يكى را .
كهف ، 21 ص 49
ترجمه : واين چنين آگاهى داديم بر آنها ، تا بدانند كه وعدهء خدا راست است ، وآنكه رستخيز نيست شكى در آن ، چون نزاع كنند ميان آنها كارشان را ، پس گفتند : بنا نهيد بر آنها بنيانى را ، پروردگار آنها آگاهتر است به آنها ، گفتند ، كساني كه غالب آمدند بر كارشان ، هرآينه مىگيريم بر آنها مسجدى را .
كهف ، 23 و 24 ص 46
ترجمه : ومگوى البتة مر چيزى را به تحقيق من كنندهام اين را فردا .
مگر آن كه بخواهد خدا ، وياد كن پروردگارت را ، چون فراموش كنى ، وبگو شايد كه هدايت كند مرا پروردگار من ، به سوى نزديكتر از اين هدايت .
كهف ، 83 تا 85 ص 49
ترجمه : ومىپرسند از تو از ذو القرنين ، بگو زود مىخوانم بر شما از أو چيزى را .
به تحقيق ما قوّت داديم مر أو را در زمين ، وداديم أو را از هر چيز سببي را .
پس پيروى كرد سببي را .
كوثر 108 : 1 ص 65
ترجمه : به درستى كه ما عطا كرديم تو را كوثر را .
ل
لقمان 31 : 27 ص 50
ترجمه : واگر اين كه بود ، آنچه در زمين است از درختان ، قلمان ، واز دريا مركّب أو ، از پس فناى هفت درياى ديگر ، تمام نشد سخنان خدا ، به درستى كه خدا غالب درست كردار است .
لهب 111 : 1 ص 58
ترجمه : بريده باد دو دست أبى لهب وبريده شدني .
ليل 92 : 5 تا 7 ص 51