وعمر ، على ، طلحه ، زبير ، وعبد الرحمن بن عوف از مهاجر ، وباقي از أنصار بودند « 1 » .
آخرترين كسى از صحابه ، رضوان اللّه عليهم أجمعين ، [ كه از دنيا برفت أبو اليسر ] « 2 » ، كعب بن عمرو بود « 3 » .
حكايت أول - وفات أبو اليسر
سبب وفات أبو اليسر ، كعب بن عمرو « 7 » آن بود كه سيد ، عليه السلام ، در غزو خيبر ، شبى فرمود :
چه كس باشد كه از گوسفندان يهود ، كه به حصن مىروند ، يك دو « 4 » بياورد ؟ أبو اليسر ، به غايت دونده بود ، گفت : من بروم . سيد ، عليه السلام ، گفت : اللّهمّ أمتعنا به « 5 » .
وبرفت ودو سر گوسفند از در حصن بربود وبياورد . وبه بركت دعاى سيد ، عليه السلام ، دراز عمر شد ، وبسيار كارهاى بزرگ ، از دست وى برآمد « 6 » .
حكايت دوم - صفيّه
صفيّه ، دختر حيىّ بن اخطب ، كه سيد ، عليه السلام ، در خيبر به خاصّ خود بازگرفته بود ، در حكم « 7 » رئيس يهود بود ، نام وى كنانة بن ربيع .
وشبى به خواب ديده بود كه ماه در كنار وى افتادى . وبا شوهر بگفت . شوهر خشم گرفت وگفت : دروغ مىگويى ومىخواهى كه در كنار محمد روى ملك حجاز . وطپانچهاى « 8 » به چشم وى زد ، چنان كه سفيد شد « 9 » . وچون به خانهء سيد ، عليه السلام ، رفت ، نشانهء آن بود .
وشوهرش أسير كردند وبه خدمت سيد ، عليه السلام ، آوردند . وگنجهاى بنى النّضير به دست وى بود . وسيد ، عليه السلام ، از وى تفحّص گنج مىكرد وانكار مىنمود . يكى از يهود بيامد وگفت : كنانه هر روز به فلان خربه « 10 » مىرود ، گمان آن است كه گنج آنجايگه باشد . سيد ، عليه السلام ، گفت : اى كنانه ، اگر نشان اين گنج در خربه بيابم تو را بكشم . گفت بلى . سيد ، عليه السلام ، بفرمود تا آن خربه بكندند ، وبعضي از گنجها بيافتند . بعد از آن كنانه طلب فرمود *
هامش
( 1 ) . حكايت تقسيم غنايم در سيره ، ص 844 ، آمده است .
( 2 ) . از سيره ، ص 828 ، نقل شد .
( 3 ) . در أصل : حكايت أول أبو البشر كه وفات يافت أبو اليسر وسبب آن بود كه
( 4 ) . در أصل : دو كس ، واز سيره نقل واصلاح شد .
( 5 ) . گفت : خدايا ، عمر أبو اليسر دراز گردان وما را برخوردارى ده به عمر وى ( سيره ، ص 829 )
( 6 ) . اين حكايت در سيره ، ص 828 و 829 ، آمده است .
( 7 ) . در حكم كسى بودن زنى ، در حبالهء نكاح أو بودن ( دهخدا ) . در خانهء كنانة بن ربيع بود ( سيره ، ص 829 ) .
( 8 ) . طپانچه - تپانچه : سيلى ، لطمه ( معين )
( 9 ) . در متن عربى ، ج 3 ، ص 351 : خضر ( به تشديد ثاني ) عينها ودر نسخهء روا : سبز گشت .
( 10 ) . خربه - خرابه .