إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هاجَرُوا وَجاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 1 » .
وآيت قسمت فرستاد :
وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ
« 2 » - الآية .
واين أول غنيمتى بود كه مسلمانان را حاصل شد ، وأول كافرى كه به دست مسلمانان كشته شد . عمرو بن الحضرمي بود وأول كافرى كه گرفتند حكم بود . وآن شخص ديگر .
وأبو بكر ، رضى اللّه عنه ، چند بيت گفته است :
تعدّون قتلا في الحرام عظيمة * وأعظم منه لو يرى الرّشد راشد
صدودكم عمّا يقول محمّد * وكفر به واللّه راء وشاهد
دما وابن عبد اللّه عثمان بيننا * ينازعه غلّ من القدّ عاند
ومراد از عثمان آن شخص است كه با حكم گرفته بودند « 3 » .
بگردانيدن قبله از بيت المقدس باز كعبه
چون از هجرت سيد ، عليه السلام ، يك سال ونيم بگذشت . حق تعالى آيت فرستاد ، قوله تعالى :
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها
« 4 » .
وسبب آن بود كه سيد ، عليه السلام ، پيوسته داعيه برداشت كه قبله با كعبه شود « 5 » .
غزو پنجم
واين غزو را [ بدر ] كبرى خوانند ، از بهر آن كه نخست نصرت مسلمانان بر كافران بود ، وبسيار از مهتران قريش كشته شدند وبسيارى أسير گشتند .
حكايت چنان است كه خبر آوردند به سيد ، عليه السلام ، كه أبو سفيان ابن حرب ، با قافلهء قريش ، از جانب شام ، به مكة مىروند . سيد ، عليه السلام ، با سيصد وسيزده مرد ، از مهاجر وأنصار ، بيرون رفت . وأبو سفيان سواري به مدينه فرستاد ، * وبه جاسوسى باز بيامد ، وگفت :
محمد قصد تو دارد « 6 » . وآن سوار « 7 » به مكة فرستاد وقريش را خبر كرد .
هامش
( 1 ) . بقره 2 : 218 .
( 2 ) . انفال 8 : 41 .
( 3 ) . اين غزو در سيره ، ص 528 - 535 ، آمده است .
( 4 ) . بقره 2 : 144 .
( 5 ) . داعيهدار : آرزومند ( دهخدا ) . اين حكايت در سيره ، ص 535 و 536 ، آمده است .
( 6 ) . بر طبق متن عربى ، ج 2 ، ص 258 وهمانطور كه در حاشيهء ص 537 سيره ، اشاره رفته ، أبو سفيان سواري به مدينه نفرستاده است واز كاروانيان كسب اطلاع كرده است .
( 7 ) . بر طبق ص 537 سيره ، « أبو سفيان سواري چابك بكرا بگرفت وأو را به مكة دوانيد تا قريش را آگاهى دهد » وبر -