را « 1 » تسبيح كنند . وهمچنين ، به ترتيب [ تا ] به آسمان يكم . بعد از آن ، أهل آسمان أول گويند كه تسبيح از بهر چه مىكردند ؟ از أهل آسمان دوم بپرسند ، وايشان از آسمان سوم بپرسند ، تا جمله به ترتيب ، حملهء عرش گويد : حق تعالى در زمين بر فلان بنده در فلان روز حكم فرموده .
أهل آسمان هفتم از سخن آن حملهء عرش نقل كنند به أهل آسمان ششم ، وهمچنين ، به ترتيب [ تا ] به آسمان أول . آنگه [ أهل آسمان ] « 2 » أول با يكديگر گويند ، ديو برود كه استماع كند وكاهنان را خبر دهد . حق سبحانه وتعالى ، از بهر آن كه ايشان را محجوب ومعزول گردانيد از استراق سمع ، اختران را بر مثال آتشپارهها برگماشت ، تا هرگاه ديو قصد آسمان كند ، بر ايشان زنند وايشان را بسوزانند ؛ وبدين سبب اين ساعت ، كهانت عرب باطل شد . وچون بر ديوان [ اين ] « 3 » واقعه افتاد ودانستند كه عزل ايشان به سبب ظهور سيد ، عليه السلام ، است ، جماعتى از مهتران ايشان بيامدند ومسلمانان شدند وقوم خود را به اسلام دعوت كردند . همچنان كه حق تعالى خبر بازمىدهد در سورهء قل أوحى « 4 » .
وقوله تعالى :
وَإِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ
- إلى قوله -
مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
« 5 » .
وهر جا كه كاهنى نيك بود ، از أطراف ، خبر از رسالت سيد ، عليه السلام ، بازداده بود « 6 » .
حكايت دهم - أحبار يهود
در جاهليت ميان چند قبيله از عرب وميان يهود عداوت بود ، وپيوسته أحبار يهود ايشان را ترسانيدندى به ظهور « 7 » پيغمبر ما ، عليه السلام ، وگفتندى : زود باشد كه پيغمبر آخر الزمان ظاهر شود ومتابعت وى كنيم ونصرت وى دهيم وشما را برداريم ؛ وبه حق وحرمت پيغمبر ما ، عليه السلام ، از حق تعالى نصرت طلب كردندى ، وخصمان ايشان به هزيمت * برفتندى . چون سيد ، عليه السلام ، ظاهر شد ودعوت كرد ، آن قبايل عرب كه ، از أحبار يهود ، حال سيد ، عليه السلام ، شنفته بودند ؛ مسلمان شدند ، ويهود به اسلام درنيامدند . وحق تعالى أول خبر داد ولعنت بريشان كرد . قوله تعالى :
وَلَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ
- إلى قوله -
فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ
« 8 » .
هامش
( 1 ) . در اينجا را نشانهء فاعل است ونه نشانهء مفعول ، مانند بسيارى از موارد در سيره .
( 2 ) . كلمات داخل [ ] از سيره ، ص 180 ، نقل شد .
( 3 ) . كلمهء داخل [ ] از سيره ، ص 181 ، نقل شد .
( 4 ) . سورهء 72 ، جن ، 1 .
( 5 ) . احقاف 46 : 29 تا 31 .
( 6 ) . اين حكايت در سيره ، ص 178 - 185 ، آمده است .
( 7 ) . در أصل : وظهور
( 8 ) . بقره 2 : 89 . اين حكايت در سيره ، ص 185 - 189 ، آمده است .