موجودات مستند به او [ - مخلوق و معلول او ] هستند ، دلايل علم و آگاهى خداوند [ به خود و ديگران مىباشد . ]
و الأخير عامّ .
دليل اخير عموميت دارد ، [ و دلالت بر تعلّق علم خداوند به همهء حقايق دارد . ]
و التغاير اعتباريّ .
تغاير [ ميان عالم و معلوم در علم خداوند به ذات خود ] اعتبارى است .
و لا يستدعي العلم صورا مغايرة للمعلومات عنده لأنّ نسبة الحصول إليه أشدّ من نسبة الصور المعقولة لنا .
علم خواهان صورتهايى مغاير با معلومها نزد خداوند ، نيست ، [ يعنى براى آن كه خداوند علم به غير خودش داشته باشد لازم نيست صورتى از آن غير نزد خداوند حاضر باشد . ] چون نسبت حصول به خداوند شديدتر از نسبت صورتهاى معقول براى ما ، [ به ما ] است .
و تغيّر الإضافات ممكن .
و دگرگون شدن اضافهها ممكن است .
و يمكن اجتماع الوجوب و الإمكان باعتبارين .
اجتماع واجب و امكان ، به دو اعتبار ، جايز است .
3 [ صانع تعالى حىّ است ]
و كلّ قادر عالم حي بالضرورة .
و هركس كه قادر و عالم باشد ، بالضرورة زنده و حىّ است .
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٢٩