منا تخليص الغريق به شرط كسر يده و استيجار من ينزح ماء البئر و يقذفه فيها لغير غرض مع توفية الأجرة .
و يمكن الجواب هنا لأبي علي بما ذكرناه في كتاب نهاية المرام .
متن : و رنجى كه مشتمل بر نفع است [ براى آنكه حسن باشد ] بايد مصداق لطف باشد .
شرح : اين شرط حسن رنج ابتدايى است [ در برابر رنج كيفرى ] ، كه خداى متعال آن را به خاطر مشتمل بودنش بر نفع كسى كه آن را تحمل مىكند ، بر او وارد مىسازد . اين شرط عبارت است از مشتمل بودن آن رنج بر لطف يا براى كسى كه رنج را تحمل مىكند و يا براى ديگرى . [ پس صرف اينكه آن رنج نفعى را براى شخص متألم در پى مىآورد ، براى حسن آن كفايت نمىكند . ] زيرا خالى بودن رنج از نفع زايدى كه وارد آورندهء رنج به واسطهء آن ، آن رنج را برمىگزيند ، مستلزم ظلم و ستم است ، و خالى بودنش از لطف مستلزم عبث و بيهوده بودنش مىباشد . و ظلم و عبث هر دو قبيحاند . پس [ براى آنكه اين رنج از همهء جهات قبح خالى باشد تا بتواند به حسن و نيكويى متصف گردد ] بايد اين دو نكته [ - مشتمل بودن بر نفع و مشتمل بودن بر لطف ] هر دو در آن رعايت شود . در اين مسأله دو شيخ [ - ابو على جبّايى و فرزندش ابو هاشم كه هر دو از بزرگان معتزله هستند ] اختلاف كردهاند :
ابو على گفته است : علت قبيح بودن درد تنها اين است كه مصداق ستم و ظلم مىباشد ، و به همين دليل او براى حسن بودن آن اين شرط [ - مشتمل بودن بر لطف ] را ذكر نكرده است .
ابو هاشم گفته است : درد و رنج از دو جهت قبيح است ، يكى به سبب آنكه ظلم است و ديگرى به سبب آنكه عبث مىباشد . از اين رو ، او دربارهء بيمارىهايى كه خداى متعال كودكان را به آنها مبتلا مىكند ، افزون بر عوضهاى زايد بر آن رنجها ،
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٨٠