تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
برگزيده واختيار كردهء خدائيم از خلق ، پس گفت
سُبْحانَ اللَّهِ
يعنى : منزّه است خدا از آنچه شريك مىگردانند با خدا كفار مكة ، پس گفت
وَرَبُّكَ
« پروردگار تو اى محمد »
يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ
« مىداند آنچه را پنهان مىكند سينه‌هاى ايشان » ، حضرت فرمود : يعنى بعضي منافقان نسبت به تو وأهل بيت تو ،
وَما يُعْلِنُونَ
« 1 » يعنى « آنچه آشكارا مىكنند به زبانهاى خود از دوستى تو وأهل بيت تو » « 2 » . وحميرى در قرب الإسناد به سند صحيح از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه : واجب است بر امام در وقتي كه خوف وفات داشته باشد آنكه حجت بر مردمان تمام كند در باب امام بعد از خود به حجت معروف ظاهري ، حق تعالى مىفرمايد در كتابش
وَما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ
« 3 » يعنى : « حكم نمىكند خدا به گمراهى گروهى بعد از آنكه ايشان را هدايت كرده باشد تا آنكه بيان كند از براي ايشان آنچه بپرهيزند از آن » . پس راوي پرسيد كه : امام وصيت مىكند به امام بعد از خود هر كس را كه خواهد تعيين مىكند ؟ فرمود : وصيت را به امر خدا مىكند به هر كه خدا تعيين نمايد « 4 » . ودر بصائر الدرجات نيز اين روايت به سند معتبر منقول است « 5 » . وشيخ طبرسى در احتجاج وديگران روايت كرده‌اند كه : سعد بن عبد اللّه به خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام رفت كه از مسأله‌اى چند سؤال كند ، ديد كودكى در كنار آن حضرت نشسته ، چون مسائل خود را پرسيد حضرت به آن كودك اشاره كرد وفرمود : از مولاي خود سؤال كن - يعنى حضرت صاحب الامر عليه السّلام - ، پس از جمله مسائلي كه
هامش
( 1 ) . سورهء قصص : 69 . ( 2 ) . طرائف 97 . ( 3 ) . سورهء توبه : 115 . ( 4 ) . قرب الإسناد 352 و 377 . ( 5 ) . بصائر الدرجات 472 ، با تفاوتهايى . ولى از بحار الأنوار 23 / 68 معلوم مىشود كه مراد علامهء مجلسي همين روايت است .