وحسنين وأئمة از فرزندان ايشان پس ترك كرد وعزمي از أو در اين باب نيافتيم » « 1 » ؛ وأحاديث در اين باب در أحوال آدم عليه السّلام گذشت .
ششم :
وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ
« 2 » يعنى : « ويادآور وقتي را كه امتحان كرد إبراهيم را پروردگار أو به كلمهاى چند پس تمام كرد إبراهيم آنها را » ، ودر تفسير اين كلمات خلاف است : بعضي گفتهاند كه سنّتهاى حنيفهء إبراهيم است ؛ وبعضي گفتهاند مطلق تكاليف است « 3 » .
وابن بابويه وديگران روايت كردهاند كه : مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كرد از معنى اين كلمات ، حضرت فرمود كه : همان كلمات است كه آدم عليه السّلام از پروردگار خود گرفت وبه آنها توبهاش مقبول شد وگفت : سؤال مىكنم از تو بحقّ محمد وعلى وفاطمه وحسنين عليهم السّلام كه توبهء مرا قبول گردان ، پس خدا توبهاش را قبول كرد .
مفضل گفت : پس چه معنى دارد
فَأَتَمَّهُنَّ
؟ حضرت فرمود : يعنى تمام كرد أئمة را تا حضرت قائم عليه السّلام كه دوازده امامند « 4 » .
مؤلف گويد كه : اين تأويل نهايت انطباق دارد بر تتمهء آية ، زيرا كه بعد از اين مىفرمايد كه : حق تعالى فرمود : من تو را امام كردم ، إبراهيم گفت : پس بعضي از ذرّيّهء مرا امام گردان ، حق تعالى فرمود كه : عهد امامت من به ستمكاران نمىرسد ، يعنى از ذرّيّهء تو كسى را امام مىكنم كه معصوم باشد از همهء گناهان ، پس معنى اين آية آن خواهد بود كه خدا امامت أئمة را يا عطاى امامت را به أو خبر داد ، إبراهيم تمام كرد آن را كه براي ذرّيّهء خود طلبيد وخدا أو را بشارت داد كه : هر كه معصوم است از ذرّيّهء تو همه را امام كردهام تا حضرت قائم عليه السّلام ، پس آيهء كريمه بدون تكلف بر اين معنى منطبق مىشود ، وبنابراين تفسير ممكن است
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات 70 ؛ كافى 1 / 416 .
( 2 ) . سورهء بقره : 124 .
( 3 ) . مجمع البيان 1 / 200 ؛ تفسير فخر رازي 4 / 41 .
( 4 ) . خصال 304 - 305 ؛ مجمع البيان 1 / 200 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 345 . وروايت در دو مصدر أخير نيز از ابن بابويه نقل شده است .