Skip to main content

حياة القلوب ( فارسي ) — Page 215

Contributors:

P.215
وموافق روايات مطلقه امر را بسوى رسول وبسوى أولي الأمر از ايشان هرآينه خواهند دانست آنها كه استنباط مىنمايند وعلمش را طلب مىكنند از آن جماعت يا از أولي الأمر موافق روايات ظاهره » بدان كه خلاف كرده‌اند مفسران در تفسير أولي الأمر : بعضي از مفسران عامه گفته‌اند كه مراد ، امرا وسركرده‌هاى لشكر وپادشاهانند ، وبعضي از ايشان گفته‌اند كه : مراد ، علماى امّتند « 1 » ؛ وعلماى اماميه اتفاق كرده‌اند كه مراد ، أئمة از آل محمد عليهم السّلام‌اند « 2 » به مقتضاى رواياتى كه مذكور خواهد شد به آنكه أولي الأمر صاحب اختيار در امر است ، وچون مقيد به قيدى نشده است بايد كه صاحب اختيار مطلق در جميع أمور دين ودنيا باشد وآن امام است ويا هر كه در امرى صاحب اختيار شود أطاعت أو واجب باشد در آن امر ، پس كسى كه صاحب اختيار در همهء أمور باشد مطاع مطلق خواهد بود وآن امام است . وأيضا ترك لفظ « أطيعوا » ميان رسول وأولي الأمر مشعر است به اينكه مرتبهء امامت نظير مرتبهء نبوّت ومثل آن است ، بلكه چنانچه نبوّت رسالتي است از جانب خدا به وساطت ملك ، امامت نيز في الحقيقة نبوّتى است به وساطت نبي ، وبه اين سبب أطاعت أولي الأمر عين أطاعت است به نبي ، پس به اين سبب « أطيعوا » در ميان متوسط نشده بخلاف مرتبهء نبوّت كه هر چند بالاترين مراتب است مثل مرتبهء الوهيت نيست ، وتوسط « أطيعوا » ميان لفظ جلاله ورسول اشاره است به اين . وأيضا چون أطاعت اين جماعت را مقرون به أطاعت خود تعالى شأنه ورسول خود گردانيد ، البتة جمعى بايد باشند منصوب ايشان كه امر وحكمشان امر وحكم ايشان باشد تا طاعتشان طاعت ايشان ومقرون به آن باشد والّا لازم آيد كه طاعت جميع ملوك جبابره مانند سلطان روم واورنگ وغير ايشان همه داخل أطاعت أولي الأمر باشند مثل خدا ورسول أو ، وقباحت وشناعت اين قول بر هيچ عاقل مخفى نيست . چنانكه شيخ طبرسى رحمه اللّه گفته است كه : جايز نيست كه خداوند حكيم واجب گرداند
Footnote
( 1 ) . مجمع البيان 2 / 82 ؛ تفسير طبري 4 / 184 ؛ الجواهر الحسان 1 / 370 . ( 2 ) . تفسير تبيان 3 / 273 ؛ تفسير عياشى 1 / 260 .