تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1796

مساهمون:

ص١٧٩٦
وعياشى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : عايشه وحفصة آن حضرت را به زهر شهيد كردند « 1 » ، ومحتمل است كه هر دو زهر در شهادت آن حضرت دخيل بوده باشند . وشيخ مفيد وشيخ طوسي وشيخ طبرسى وساير محدثان خاصه وعامه روايت كرده‌اند كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از دنيا رحلت نمود منافقان مهاجران وأنصار - مانند أبو بكر وعمر وعبد الرحمن بن عوف وأمثال ايشان - أهل بيت آن حضرت را بر آن حال گذاشتند وبه تعزيت ايشان نپرداختند ومتوجه تجهيز آن حضرت نگرديدند ورفتند به سقيفهء بنى ساعده ومتوجه غصب خلافت شدند وبه اين سبب أكثر ايشان نماز بر آن حضرت را در نيافتند وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بريده را به نزد ايشان فرستاد كه به نماز آن حضرت حاضر شوند ، ايشان نرفتند تا آنكه بيعت خود را در وقتي تمام كردند كه حضرت را دفن كرده بودند ، وچون صبح شد حضرت فاطمه عليها السّلام فرياد برآورد : « وا سوء صباحاه » يعنى : روز بد بيا كه روز تست ؛ چون أبو بكر اين سخن را شنيد از روى شماتت گفت : روز تو بدترين روزهاست . پس آن ملاعين فرصت را غنيمت شمردند كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام متوجه تجهيز وتغسيل ودفن آن حضرت است وبني هاشم به مصيبت آن حضرت درمانده‌اند پس رفتند وبا يكديگر اتفاق كردند كه أبو بكر را خليفه گردانند چنانكه در حيات حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چنين توطئه كرده بودند ، وچون منافقان أنصار خواستند كه خلافت را براي سعد بن عباده بگيرند با منافقان مهاجران مقاومت نتوانستند كرد ومغلوب شدند . چون بيعت أبو بكر تمام شد مردى به خدمت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام آمد در وقتي كه آن حضرت بيل در دست داشت وقبر شريف حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را مىساخت وگفت : منافقان صحابه با أبو بكر بيعت كردند از ترس آنكه مبادا چون شما فارغ شويد نتوانند غصب حقّ شما نمود ، پس حضرت بيلى كه در دست داشت بر زمين گذاشت واين آيات را
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 200 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1796 | العلامة المجلسي