Skip to main content

حياة القلوب ( فارسي ) — Page 1254

Contributors:

P.1254
عقبه بنشيند ونظر كند كه كي از عقبه پيش از حضرت مىگذرد وخبر دهد آن حضرت را ، وامر كرد حذيفة را كه در عقب سنگى پنهان شود ، پس حذيفة عرض كرد : يا رسول اللّه ! من آثار شر وبدى در روهاى سركرده‌هاى لشكر تو مشاهده مىكنم ومىترسم كه اگر در أصل عقبه بنشينم وبيايد يكى از آنها كه مىخواهند بر تو تقدم جويند وتدبير هلاك تو كنند مرا در آنجا بيابد وبه سبب خير خواهى تو مرا هلاك گرداند . پس حضرت فرمود : چون به أصل عقبه برسى سنگ بزرگى در يك جانب آن هست ، به نزد آن سنگ برو وبگو : رسول خدا تو را امر مىكند كه از براي من گشوده شوى تا آنكه من داخل جوف تو شوم پس امر مىكند تو را كه سوراخى در خود بگذارى كه من از آن سوراخ ببينم هر كه از عقبه مىگذرد واز اين سوراخ بر من نسيمى داخل شود كه هلاك نشوم ، چون اين را مىگوئى سنگ چنين خواهد شد به اذن پروردگار عالميان . پس حذيفة به نزد سنگ آمد واداى رسالت آن حضرت نمود وآنچه حضرت فرموده بود همه بعمل آمد ، پس آن بيست وچهار نفر از منافقان آمدند بر شترهاى خود سواره وپيادگان ايشان در پيش روى ايشان بودند وبعضي از ايشان به بعضي مىگفتند : هر كه را در اينجا ببينيد بكشيد تا خبر ندهد محمد را كه ما را ديده است وباعث آن شود كه محمد برگردد واز عقبه بالا نيايد مگر در روز وتدبير ما باطل شود . پس حذيفة شنيد وايشان هر چند تفحص كردند كسى را نيافتند وحق تعالى حذيفة را در ميان سنگ پنهان كرده بود ، پس متفرق شدند بعضي بر كوه بالا رفتند وبعضي از راه متعارف گرديدند وبعضي در دامنهء كوه از جانب راست وچپ ايستادند وبا يكديگر مىگفتند : نمىبينيد أسباب مرگ محمد چگونه آماده شده است كه خود سعى در آن مىنمايد ومردم را منع مىكند كه پيش از أو به عقبه بالا نروند كه از براي ما خلوت باشد وتدبير خود را به آسانى در أو جارى توانيم كرد وتا رسيدن أصحاب به أو ما تدبير خود را بعمل آورده باشيم ؟ ! وحق تعالى همهء اين صداها را از نزديك ودور به گوش حذيفة مىرسانيد وحذيفة ضبط مىكرد ، پس چون آن گروه متمكن شدند بر كوه در هر جائى كه خواستند ، سنگ به