Skip to main content

حياة القلوب ( فارسي ) — Page 831

Contributors:

P.831
علي بن إبراهيم وشيخ طوسي وشيخ طبرسى وابن شهرآشوب وديگران به سندهاى معتبر در سبب هجرت آن حضرت روايت كرده‌اند كه : چون كفار قريش ديدند كه امر نبوّت آن حضرت يوما فيوما در قوّت ورفعت ترقّى مىنمايد وتدبيرات ايشان سودمند نمىگردد وبيعت أنصار را شنيدند ، در دار النّدوه براي مشورت جمع شدند وعادت ايشان اين بود كه هرگاه داهيه‌اى كبرى ايشان را عارض مىشد در دار النّدوه جمع مىشدند وبا يكديگر مشورت مىكردند وكسى كه عمر أو از چهل سال كمتر بود در آنجا داخل نمىشد ، پس چهل نفر از پيران قريش در دار النّدوه جمع شدند وشيطان ملعون به صورت مرد پيرى آمد كه داخل شود ، دربان گفت : تو كيستى ؟ گفت : من مرد پيرىام از أهل نجد وشما را احتياج به رأى صايب من هست وچون شنيدم كه براي دفع اين مرد جمع شده‌ايد آمده‌ام كه رأى خود را در اين باب به شما بگويم ، دربان گفت : داخل شو . وعياشى وغير أو به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : قريش جمع شدند واز هر قبيله چند نفر اختيار كردند وبراي مشورت به دار النّدوه رفتند كه در باب دفع حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با يكديگر مشورت كنند ، چون به در دار النّدوه رسيدند ديدند مرد پيرى در آنجا ايستاده است ، چون خواستند داخل شوند گفت : مرا نيز داخل كنيد ، گفتند : اى شيخ ! تو كيستى ؟ گفت : من شيخى از مشايخ قبيلهء مضرم ودر باب امرى كه شما براي آن جمع شده‌ايد رأى نيكوئى دارم ، پس أو را با خود داخل كردند « 1 » . ودر أحاديث معتبره مذكور است كه : شيطان چهار مرتبه متمثل شد به صورت مردان
Footnote
( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 53 ؛ تفسير برهان 2 / 78 .