ودر حديث معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه : چون حضرت عبد المطّلب به مجلس أبرهة داخل شد تخت أبرهة براي تعظيم أو منحنى شد وميل كرد « 1 » .
در حديث صحيح ديگر فرمود : آن مرغان مانند پرستك بودند ؛ وبه روايت ديگر :
سرشان مثل سرهاى درندگان بود ومنقارشان مانند منقار مرغان « 2 » .
ودر عدد فيلها خلاف است : بعضي گفتهاند يك فيل بزرگ بود كه آن را محمود مىگفتند ؛ بعضي گفتهاند هشت فيل بودند ؛ بعضي گفتهاند دوازده فيل بودند .
ودر سبب اين اراده خلاف است : بعضي گفتهاند كه در برابر كعبهء معظمه در يمن معبدى ساخته بود ومردم را تكليف مىكرد كه بسوى آن خانه حج كنند وبر دور آن طواف نمايند ، پس شخصي از قريش شب در آن خانه مانده در وديوار آن را به فضلهء خود ملوّث نموده گريخت ، وبه اين سبب آن ملعون در خشم شد وسوگند ياد كرد كعبه را خراب كند « 3 » .
صاحب كتاب أنوار روايت كرده است كه : جمعى از أهل مكة براي تجارت به حبشه رفتند وداخل كنيسهاى از كنائس نصارى شدند وآتشى افروختند براي طعام خود وخاموش نكرده بار كردند ، بادي وزيد وآنچه در معبد ايشان بود سوخت ، چون داخل كنيسهء خود شدند پرسيدند : كي اين كار را كرده است ؟ گفتند : جمعى از تجّار مكة در اينجا آتش افروختهاند ، به آن سبب كنيسه سوخته است ؛ چون خبر به پادشاه رسيد در غضب شد ووزير خود أبرهة بن الصباح را فرستاد با چهارصد فيل وصد هزار مرد جنگى وگفت :
كعبهء ايشان را خراب كن وسنگهاى أو را در درياى جدّه بينداز ومردان آنها را بكش وأموال آنها را غارت كن واحدى از ايشان را مگذار ، پس أبرهة با تهيهء تمام به جانب مكة روان شد واسود بن مقصود را چرخچى « 4 » لشكر خود كرده با بيست هزار كس پيش
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسي 682 .
( 2 ) . مجمع البيان 5 / 541 - 542 .
( 3 ) . رجوع شود به سيرهء ابن هشام 1 / 45 ؛ سيرهء ابن كثير 1 / 30 ؛ تفسير بغوى 4 / 525 .
( 4 ) . چرخچيان : صنف توپچى كه پيشرو سپاه بودند . ( فرهنگ عميد 2 / 873 ) .