Skip to main content

حياة القلوب ( فارسي ) — Page 532

Contributors:

P.532
پس حضرت دعا كرد وآن كوه به زمين فرو رفت وپاره پاره شد وراه ايشان باز شد « 1 » . بيست وسوم - ابن بابويه وصفار وراوندى به سندهاى معتبر روايت كرده‌اند كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : رسول خدا مرا طلبيد وبه يمن فرستاد كه ميان ايشان اصلاح كنم ، گفتم : يا رسول اللّه ! ايشان جماعت بسيارند ومردم سالدارند ومن كم سالم ، فرمود : يا علي ! چون به عقبهء « أفيق » بالا روى به آواز بلند ندا كن كه : اى درختان واى كلوخها واى خاكها ! محمد رسول خدا شما را سلام مىرساند . پس رفتم بسوى يمن وچون به بالاى عقبهء أفيق رسيدم ديدم أهل يمن همه شمشيرها برهنه ونيزه‌ها راست كرده‌اند ورو به من مىآيند ، چون به آواز بلند آنچه حضرت فرموده بود گفتم ، هر درخت وكلوخ وخاكى كه در آن عرصه بود همه به يك صدا آواز كردند وگفتند : بر محمد رسول اللّه وبر تو باد سلام ؛ چون آن صداها را أهل يمن شنيدند همه بر خود بلرزيدند وزانوهاى ايشان بر هم مىخورد وحربه‌ها را انداختند واز روى أطاعت به نزد من آمدند تا ميان ايشان اصلاح كردم « 2 » . بيست وچهارم - علي بن إبراهيم روايت كرده است : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به پاى قلعهء بنى قريظة رفت كه ايشان را محاصره نمايد در دور قلعهء ايشان درخت خرماى بسيارى بود ، به دست خود اشاره فرمود كه : دور شويد ، پس درختان از پاى قلعه دور شدند ودر بيابان متفرق شدند « 3 » . بيست وپنجم - شيخ طوسي وقطب راوندى وديگران به سند معتبر از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده‌اند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : من مىشناسم سنگى را در مكة بر من سلام مىكرد پيش از آنكه مبعوث شوم والحال آن را مىشناسم « 4 » . بيست وششم - شيخ طوسي به سند معتبر از سلمان روايت كرده است كه گفت : ما
Footnote
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 111 . ( 2 ) . امالى شيخ صدوق 185 ؛ بصائر الدرجات 503 ؛ خرايج 2 / 492 . ( 3 ) . تفسير قمى 2 / 190 . ( 4 ) . امالى شيخ طوسي 341 ؛ قصص الأنبياء راوندى 287 وروايت در آن از امام صادق عليه السّلام مىباشد .