بركت به رو وبدن خود مىماليدند ، وهر مو كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم جدا مىشد مسارعت مىكردند وآن را مىربودند ، چون امرى مىفرمود به يكديگر سبقت مىگرفتند در امتثال آن ، چون سخن مىفرمود صداهاى خود را پست مىكردند ، وتند بر روى مباركش نظر نمىكردند وسرها در پيش مىافكندند .
چون عروه به نزد قريش برگشت گفت : اى گروه قريش ! من به نزد پادشاه عجم وروم وحبشه رفتهام ونديدم هيچ قومي پادشاه خود را تعظيم وأطاعت كنند مثل آنكه أصحاب آن حضرت تعظيم وأطاعت أو مىنمايند « 1 » .
انس گفت : ديدم كه سرتراش سر آن سرور را مىتراشيد وأصحاب برگرد آن حضرت جمع شده بودند وچنان آن موها را مىربودند كه هر موئى به دست كسى مىافتاد « 2 » .
ورسولان ملوك كه به نزد آن حضرت مىآمدند چون نظرشان بر آن جناب مىافتاد اعضاى آنها مىلرزيد « 3 » .
مغيره گفت : أصحاب آن حضرت چون مىخواستند در خانهء آن حضرت را بكوبند ، ناخن بر آن مىزدند وبه سنگ نمىكوبيدند وحركت نمىدادند « 4 » .
براء بن عازب گفت : بسيار بود كه مىخواستم سؤالي از آن جناب بكنم واز مهابت آن حضرت به تأخير مىانداختم تا دو سال « 5 » .
مؤلف گويد : تعظيم وتكريم آن حضرت وأهل بيت طاهرين آن حضرت چنانكه در حيات ايشان واجب بود ، بعد از وفات ايشان نيز لازم است ، زيرا كه دلائل تعظيم عام است ، وأحاديث بسيار وارد شده است كه حرمت ايشان بعد از فوت مثل حرمت ايشان در حال حيات است ، وحىّ وميّت ايشان مساويند ، وايشان را بعد از وفات اطلاع بر أحوال
هامش
( 1 ) . شرح الشفا 2 / 67 - 68 .
( 2 ) . شرح الشفا 2 / 68 .
( 3 ) . شرح الشفا 2 / 69 .
( 4 ) . شرح الشفا 2 / 69 - 70 .
( 5 ) . شرح الشفا 2 / 70 .