خود تعب مىفرمائى وحال آنكه خدا گناه گذشته وآيندهء تو را آمرزيده است ؟ فرمود كه :
آيا بندهء شكر كنندهء خدا نباشم « 1 » ؟
وبه سند معتبر از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خود را به مشك خوشبو مىكرد كه برق مشك از سر آن حضرت مىنمود « 2 » ومشك دانى داشت آن حضرت كه هرگاه وضو مىساخت آن را به دست مىگرفت وبر خود مىماليد « 3 » ؛ وچون سر آن حضرت درد مىكرد روغن كنجد به دماغ مىريخت « 4 » ؛ وچون قسم ياد مىكرد مىگفت : « لا » و « استغفر اللّه » ، وسوگند نمىخورد « 5 » .
ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : روزى آن حضرت را عقرب گزيد پس فرمود كه :
خدا تو را لعنت كند كه پروا نمىكنى از آزار كردن مؤمن وكافر ونيكوكار وبدكردار ؛ پس نمك طلبيد وبر آن موضع ماليد تا ساكن شد وفرمود كه : اگر مردم بدانند در نمك چه فايدهها است هرآينه محتاج نشوند به ترياك فاروق « 6 » .
ودر روايت معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نشسته بود وجبرئيل نزد آن حضرت بود ، ناگاه جبرئيل نظر كرد بسوى آسمان ورنگش متغير شد مانند زعفران وپناه به حضرت رسول آورد ، پس نظر كرد بسوى آسمان وديد كه جسمي عظيم از آسمان به زير مىآيد كه ما بين مشرق ومغرب را پر كرده است تا آنكه نزديك شد به آن حضرت وگفت : مرا حق تعالى بسوى تو فرستاده است كه مخيّر گردانم تو را ميان آنكه پادشاه وپيغمبر باشى يا بنده وپيغمبر باشى ؛ پس آن حضرت نظر كرد بسوى جبرئيل وديد رنگش به حال خود برگشته است ، پس جبرئيل
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسي 637 .
( 2 ) . قرب الإسناد 151 ؛ كافى 6 / 515 ؛ مكارم الأخلاق 33 .
( 3 ) . كافى 6 / 515 ؛ مكارم الأخلاق 42 ؛ وسائل الشيعة 3 / 500 و 4 / 434 .
( 4 ) . كافى 6 / 524 .
( 5 ) . محاسن 2 / 421 ؛ كافى 7 / 463 .
( 6 ) . كافى 6 / 327 .