دو درخت خرما بود ، پس اشاره فرمود به آن دو درخت خرما كه به نزديك يكديگر آمدند وبه يكديگر چسبيدند ودر عقب آن دو درخت پنهان شد وقضاى حاجت نمود ، وچون حضرت برخاست وبيرون آمد آن مرد به عقب درخت رفت وچيزى نديد « 1 » .
واز جابر بن عبد اللّه انصارى منقول است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پيش از بعثت در « مرّ الظهران » « 2 » گوسفند مىچرانيد ومىفرمود : گوسفند سياه بهم رسانيد كه نيكوتر است « 3 » .
واز آن حضرت پرسيدند كه : خوب است گوسفند چرانيدن ؟
فرمود كه : مگر پيغمبرى مبعوث شده است كه گوسفند نچرانيده باشد « 4 » .
واز عمار بن ياسر منقول است كه گفت : من گوسفند مىچرانيدم پيش از بعثت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وآن حضرت نيز مىچرانيد ، پس به آن حضرت عرض كردم كه : در « فخ » چراگاه نيكوئى هست خوب است در آنجا بچرانيم .
فرمود كه : خوب است .
چون روز ديگر به آن موضع رفتم ديدم كه آن جناب پيش از من رفته است ومنع مىكند گوسفندان خود را از داخل شدن آن صحرا .
چون رفتم فرمود كه : با تو وعده كرده بودم نخواستم كه گوسفندان من پيش از گوسفندان تو بچرند « 5 » .
مؤلف گويد كه : چون پيغمبران براي هدايت عوام كالأنعام مبعوث مىگردند ، حق تعالى أول ايشان را به چرانيدن حيوانات امر مىفرمايد كه معاشرت عوام وسوء أدب ايشان بر آن ذوات مقدسه بسيار گران نيايد وصبر كردن بر مشقّتهاى ايشان دشوار ننمايد .
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات 256 .
( 2 ) . ظهران : درّهاى است نزديك مكة ، ودر آنجا دهى است كه آن را « مرّ » گويند . ( معجم البلدان 4 / 63 ) .
( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 284 .
( 4 ) . قصص الأنبياء راوندى 284 .
( 5 ) . قصص الأنبياء راوندى 285 .