نافرمانى أو مىكند ، وستم مىكند بر زيردستان خود به غلبه واستيلاى بر ايشان ، ويارى مىكند ستمكاران را .
ومنافق را سه علامت هست : زبانش با دلش موافق نيست ، ودلش با كردارش موافق نيست ، وآشكارش با پنهانش موافق نيست .
وگناهكار را سه علامت هست : خيانت مىكند در أموال مردم ، ودروغ مىگويد ، وآنچه مىگويد خلاف آن مىكند .
ورياكننده را سه علامت هست : چون تنهاست تنبلى مىكند در عبادت خدا ، وچون در ميان مردم است مردانه متوجه عبادت مىشود ، وهر چه مىكند براي آن مىكند كه مردم أو را ستايش كنند .
وحسود را سه علامت هست : در غايبانهء مردم غيبت ايشان مىكند ، ودر حضور ايشان تملّق مىكند ، ومصيبتى كه به مردم مىرسد شاد مىشود .
واسرافكننده را سه علامت هست : مىخرد چيزى را كه مناسب أو نيست ، ومىپوشد چيزى را كه مناسب أو نيست ، ومىخورد چيزى را كه مناسب أو نيست .
وتنبل را سه علامت هست : سستى مىكند وپس مىاندازد كار خير را تا تفريط وتقصير مىكند ، وتقصير مىنمايد تا آنكه ضايع مىگرداند آن عمل را ، وضايع مىكند تا آنكه گناهكار مىشود .
وغافل را سه علامت هست : سهو وشك كردن در عبادات ، وغافل شدن از ياد خدا ، وفراموشى كارهاى خير « 1 » .
اى فرزند ! طلب مكن امرى را كه پشت كرده است بر تو واسبابش از براي تو حاصل نيست ، وترك مكن امرى را كه رو به تو دارد واسبابش براي تو مهيّا گرديده است تا رأى تو گمراه وعقل تو ضايع نشود .
اى فرزند ! بايد كه يارى بجوئى بر دشمن خود به پرهيزكارى از محرّمات وكسب
هامش
( 1 ) . خصال 121 .