تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1257

مساهمون:

ص١٢٥٧
آن را از من خريد وبه قيمت آن طعامي خريدم كه خود زراعت نكرده بودم ، ومسخّر گردانيدى براي من آتشى را كه با آن آتش پختم طعام را وچنين كردى كه از روى خواهش آن را خوردم كه قوّت بيابم بر بندگى تو ، پس تو را است حمد ؛ بعد از آن گريست . پس داود به سليمان گفت : اى فرزند ! برخيز برويم كه هرگز نديده‌ايم بنده‌اى كه شكر خدا زيادة از اين مرد بكند « 1 » .
هامش
( 1 ) . تنبيه الخواطر 26 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1257 | العلامة المجلسي