پس قارون گفت : رخصت مىدهى كه با أو سخن بگويم ؟
ملك أو را رخصت داد ، قارون پرسيد : اى يونس ! موسى چه شد ؟
فرمود : به عالم بقا رحلت نمود .
پس قارون گريست وپرسيد : هارون چه شد ؟
فرمود : أو نيز رحلت نمود .
پس بسيار گريست وجزع عظيم كرد وپرسيد : كلثوم خواهر موسى كه نامزد من بود چه شد ؟
گفت : أو نيز به رحمت الهى واصل شد .
پس گريست وجزع بسيار كرد ، حق تعالى وحى نمود به ملكي كه به أو موكّل بود كه :
عذاب را از أو بردار در بقيهء ايّام دنيا براي رقّتى كه بر خويشان خود كرد « 1 » .
وبه سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى چون يونس عليه السّلام را امر فرمود كه خبر دهد قوم خود را به عذاب الهى وعذاب بر سر ايشان فرود آمد ، پس جدائى افكندند ميان زنان وفرزندان وحيوانات وأولاد ايشان وفرياد وناله وگريه به درگاه خدا بلند كردند ، پس خدا عذاب را از ايشان بازگرفت ، يونس عليه السّلام غضبناك به جانب دريا رفت پس ما هي أو را فرو برد ، وسه روز « 2 » در شكم ما هي ماند وأو را به هفت دريا گردانيد ، وچون از شكم ما هي بيرون آمد پوست ومويش ريخته بود پس خدا درخت كدوئى را براي أو رويانيد كه بر أو سايه افكند ، چون بدنش قوّت يافت درخت كدو شروع كرد به خشكيدن ، پس يونس عرض كرد : پروردگارا ! درختى كه بر من سايه مىكرد خشكيد .
حق تعالى وحى نمود به أو كه : اى يونس ! جزع مىكنى براي درختى كه تو را سايه مىكرد وجزع نمىكنى براي زيادة از صد هزار كس كه عذاب بر ايشان نازل شود ؟ ! « 3 » .
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 136 ؛ قصص الأنبياء راوندى 252 بطور اختصار .
( 2 ) . در مصدر : « هفت روز » آمده است .
( 3 ) . تفسير عياشى 2 / 137 .