Skip to main content

حياة القلوب ( فارسي ) — Page 842

Contributors:

P.842
حق تعالى دشمنى را بر ايشان مسلط كرد كه ناگاه بر سر ايشان آمد تا بر ايشان مستولى شد وآن پادشاه را با زنش كشت ودر باغ آن مرد صالح كه زن پادشاه أو را كشته بود انداخت . پس الياس عليه السّلام يسع را وصى خود گردانيد والياس را خدا پر داد ولباس نور بر أو پوشانيد وأو را به آسمان بالا برد وعباى خود را از ميان هوا از براي يسع به زير انداخت ويسع را حق تعالى پيغمبر بني إسرائيل گردانيد ووحى بسوى أو فرستاد وتقويت أو نمود ، وبني إسرائيل تعظيم أو مىنمودند وبه سيرت حسنهء أو هدايت مىيافتند « 1 » . در حديث معتبر منقول است از مفضّل بن عمر كه گفت : روزى رفتيم به در خانهء حضرت صادق عليه السّلام وخواستيم كه رخصت بطلبيم وداخل شويم ، پس شنيديم صداى مبارك آن حضرت را كه به كلامي تكلّم مىنمود كه عربى نبود ، ما توهّم كرديم كه لغت سريانى است ، پس آن حضرت بسيار گريست ، وما نيز به گريهء آن حضرت بسيار گريستيم ، پس غلامي بيرون آمد وما را رخصت داد كه داخل شديم ، پس من عرض كردم : فداى تو شوم ما در در خانهء تو شنيديم كه شما به سخنى تكلّم مىنموديد كه عربى نبود ، ما توهّم نموديم كه سريانى است وتو گريستى وما نيز به گريهء تو گريستيم . فرمود كه : بلى به خاطرم آمد الياس پيغمبر عليه السّلام وأو از عبّاد پيغمبران بني إسرائيل بود ، پس دعائي كه أو در سجده مىخواند من خواندم . وشروع كرد آن حضرت به خواندن آن دعا به زبان سريانى ، واللّه كه هرگز نديده بوديم هيچ‌يك از علماى يهود ونصارى كه به آن فصاحت بخوانند ، پس به عربى از براي ما ترجمه نمود وفرمود : در سجده مىگفت : « أتراك معذّبي وقد اظمأت لك هواجري ؟ أتراك معذّبي وقد عفّرت لك في التّراب وجهي ؟ أتراك معذّبي وقد اجتنبت لك المعاصي ؟ أتراك معذّبي وقد اسهرت لك ليلي » يعنى : « آيا مىبينى خود را كه مرا عذاب كنى وحال آنكه تشنه بوده‌ام به روزه داشتن از براي تو در هواهاى گرم ؟ آيا مىبينى خود را كه مرا عذاب كنى وحال آنكه روى خود را نزد تو در خاك ماليده‌ام ؟ آيا مىبينى خود را كه مرا عذاب كنى وحال آنكه از گناهان براي
Footnote
( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 248 .