براي ما بيرون آوردند !
حضرت فرمود : چه بسيار كم مىدانى سرّ إنجيل وعلماى إنجيل را ، اگر چنين باشد كه تو مىگوئى پس چرا اختلاف داريد شما در إنجيل ؟ ! ونيست اختلاف مگر در انجيلى كه در دست شماست ، اگر باقي مىبود بر همان نحو كه أول نازل شده بود اختلاف نمىكرديد در آن وليكن من افاده مىنمايم براي تو سرّ اختلاف إنجيل را : بدان كه چون إنجيل أول ناپيدا شد جمع شدند نصارى بسوى علماى خود وگفتند : عيسى كشته شد وإنجيل ناپيدا شد ، وشما علمائيد چه مصلحت مىدانيد ؟
پس الوقا ومرقابوس گفتند : إنجيل در سينهء ماست ، ما در هر روز يكشنبه يك سفر را براي شما بيرون مىآوريم ؛ پس محزون وغمگين مباشيد ومعبدهاى خود را خالى نگذاريد كه تا در هر روز يكشنبه يك سفر إنجيل را از براي شما مىخوانيم تا همه جمع شود ! پس الوقا ومرقابوس ويوحنا ومتّى نشستند اين إنجيل را براي شما وضع كردند بعد از آنكه إنجيل أول ناپيدا شد ، اين چهار نفر شاگردان گذشتگان بودند ، آيا دانستهاى اى جاثليق اين را ؟
جاثليق گفت : من اين را نمىدانستم ، الحال دانستم وبر من ظاهر شد از زيادتى علم تو به إنجيل ، وشنيدم از تو چيزى چند از آنها كه مىدانستم كه دلم شهادت مىدهد كه آنچه تو مىگوئى حق است .
پس حضرت به مأمون وحاضران مجلس فرمود : گواه باشيد بر آنچه أو گفت .
گفتند : گواه شديم .
پس رو كرد به جاثليق وفرمود : بحقّ عيسى ومادرش بگو كه آيا مىدانى كه متّى گفته است : مسيح پسر داود پسر إبراهيم پسر إسحاق پسر يعقوب پسر يهودا پسر خضرون است ؛ ومرقابوس در نسب آن حضرت گفته است : عيسى پسر مريم است وأو كلمهء خداست كه أو را حلول فرمود در جسد آدمي پس انسان شد ؛ الوقا گفته است : عيسى بن مريم ومادرش دو انسان بودند از گوشت وخون پس داخل شد بر ايشان روح القدس ، پس تو مىگوئى كه عيسى بر نفس خود شهادت داده است كه به حق وراستى مىگويم به
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1145
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٤٥