تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1002

مساهمون:

ص١٠٠٢

فصل چهارم در بيان مواعظ واحكام ووحيها كه بر آن حضرت نازل گرديده ونوادر أحوال آن حضرت است تا وفات أو وآنچه بعد از وفات آن حضرت سانح شد

حق تعالى مىفرمايد كه
وَداوُدَ وَسُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ . فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَكُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَعِلْماً
« 1 » « وياد كن داود وسليمان را در وقتي كه حكم مىكردند در زراعت در هنگامى كه در شب گوسفند قوم در آن زراعت چريده بود ، وما بوديم مر حكم ايشان را حاضر ودانا ، پس فهمانيديم حكم را به سليمان وهر يك را حكمت ودانائى داده بوديم » . وبه سند حسن از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : در بني إسرائيل مردى بود أو را باغ انگورى بود ، وگوسفندان شخصي شب در آن باغ افتادند وافساد كردند ، پس صاحب باغ صاحب گوسفند را به مرافعه آورد به خدمت داود عليه السّلام ، پس آن حضرت فرمود : برويد نزد سليمان تا حكم كند ميان شما . چون به نزد آن حضرت رفتند فرمود : اگر گوسفند أصل وفرع درخت را همه خورده است ، بر صاحب گوسفندان لازم است كه گوسفندان را به صاحب باغ بدهد با هر فرزندى كه در شكم آنها است ، واگر ميوه را ضايع كرده است وأصل درختها به حال خود هست
هامش
( 1 ) سورهء أنبياء : 78 و 79 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1002 | العلامة المجلسي