اندكى از بندگان من شكركنندهاند » .
ودر جاى ديگر فرموده است كه
وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَأَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ
« 1 » « بتحقيق كه امتحان كرديم سليمان را وانداختيم بر كرسي أو جسدي را پس انابه وتوبه كرد بسوى ما » ،
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
« 2 » گفت : « پروردگارا ! بيامرز مرا وببخش مرا ملك وپادشاهى كه سزاوار نباشد براي كسى بعد از من بدرستى كه توئى بسيار بخشنده » ،
فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ
« 3 » « پس مسخّر گردانيديم براي أو باد را كه جارى مىشد به امر أو نرم وهموار به هر جا كه مىخواست » .
گفتهاند : در أول تند بود كه بساط را از جا مىكند ، در آخر كه به راه مىافتاد هموار مىرفت ، وبعضي گفتهاند كه : گاهى چنان بود وگاهى چنين ؛ بعضي گفتهاند كه تند مىرفت وهموار بود ؛ بعضي گفتهاند كه هموارى كناية است از آنكه فرمانبردار آن حضرت بود « 4 » .
وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ . وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
« 5 » « ومسخّر گردانيديم براي أو ديوها را هر بنا كنندهاى وهر غوص كنندهاى در دريا وديوهاى ديگر را كه بر يكديگر بسته بودند به زنجيرها » يعنى متمرّدان يا كافران ايشان كه دو وسه وزياد را با يكديگر به زنجير مىكشيد .
هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
« 6 » « به أو گفتيم : اين بخشش ماست مر تو را ، خواهى بده به مردم وخواهى نگاه دار كه تو را در قيامت بر آن حساب نخواهيم كرد » .
شيخ طبرسى روايت كرده است كه : شياطين براي حضرت سليمان عليه السّلام بساطى ساخته
هامش
( 1 ) . سورهء ص : 34 .
( 2 ) . سورهء ص : 35 .
( 3 ) . سورهء ص : 36 .
( 4 ) . مجمع البيان 4 / 477 .
( 5 ) . سورهء ص : 37 و 38 .
( 6 ) . سورهء ص : 39 .