فصل دوم در بيان ترك اولاى حضرت داود عليه السّلام است
حق تعالى در قرآن مجيد فرموده است كه
وَاذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ
« وياد كن بندهء ما داود را كه صاحب قوّت وتوانائى بود در بندگى خدا ، بدرستى كه أو بسيار رجوعكننده بود بسوى خدا » .
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْراقِ
« بدرستى كه ما تسخير كرديم كوهها را كه با أو تسبيح مىگفتند در وقت پسين وچاشت يا برآمدن آفتاب » ،
وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ
« ومسخّر گردانيده بوديم مرغان را كه جمع مىشدند بسوى أو هر يك از كوهها ومرغان براي أو رجوعكننده بودند به تسبيح ، هرگاه كه أو تسبيح مىكرد آنها با أو تسبيح مىكردند » .
وَشَدَدْنا مُلْكَهُ وَآتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطابِ
« ومحكم گردانيديم پادشاهى أو را وعطا كرديم به أو حكمت را - يعنى پيغمبرى را ، يا كمال علم وعمل را - وخطاب جدا كنندهء ميان حق وباطل را » ،
وَهَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ
« آيا آمده است بسوى تو خبر آنها كه با يكديگر مخاصمه ومنازعه كردند نزد أو در وقتي كه به ديوار محراب - يا غرفهء داود - بالا رفتند ؟ » ،
إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ
« چون داخل شدند بر داود پس ترسيد از ايشان » ،
قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَلا تُشْطِطْ وَاهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ
« گفتند : مترس ما دو خصميم بعضي از ما بر بعضي ستم وزيادتى كردهاند پس حكم كن ميان ما به حق وراستى ، وجور مكن در