در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : نجف اشرف قطعهاى است از كوهى كه حق تعالى بر روى آن با موسى سخن گفت « 1 » .
در حديث معتبر ديگر فرمود : چون حق تعالى بر كوه تجلّى كرد به دريا فرو رفت وتا قيامت فروخواهد رفت « 2 » .
به روايت ديگر فرمود : كرّوبيان گروهىاند از شيعيان ما از خلقهاى أول كه حق تعالى ايشان را در پشت عرش جا داده است ، اگر نور يكى از ايشان را بر تمام أهل عالم قسمت كنند هرآينه ايشان را كافى خواهد بود . چون موسى عليه السّلام سؤال ديدن كرد ، خدا يكى از آنها را امر فرمود كه بر كوه تجلّى نمود وكوه تاب نور أو نياورد به زمين فرو رفت « 3 » .
مؤلف گويد : ممكن است كه آن كوه به چند قسمت شده باشد : بعضي به زمين فرورفته باشد ؛ وبعضي به أطراف عالم پرواز كرده باشد ؛ وبعضي ريگ روان شده باشد چنانچه آن را نيز نقل كردهاند « 4 » . ودر معنى تجلّى بر كوه سخن بسيار است كه اين كتاب محلّ ذكر آنها نيست .
علي بن إبراهيم رحمه اللّه روايت كرده است كه : چون بني إسرائيل توبه كردند وموسى عليه السّلام به ايشان گفت كه : يكديگر را بكشيد ، گفتند : چگونه يكديگر را بكشيم ؟ گفت : چون فردا شود بامداد بيائيد به نزد بيت المقدس وبا خود كاردى يا شمشيرى يا حربهاى ديگر بياوريد ودهانهاى خود را ببنديد كه يكديگر را نشناسيد ، چون من بر منبر بني إسرائيل بالا روم يكديگر را بكشيد .
پس هفتاد هزار تن جمع شدند از آنها كه گوساله پرستيده بودند نزد بيت المقدس ، چون موسى عليه السّلام به ايشان نماز كرد وبر منبر بالا رفت ، شروع كردند به كشتن يكديگر ، چون ده هزار تن از ايشان كشته شدند جبرئيل نازل شد وگفت : اى موسى ! بگو دست از كشتن
هامش
( 1 ) . ارشاد القلوب 439 ؛ كامل الزيارات 39 .
( 2 ) . توحيد شيخ صدوق 120 ؛ تفسير قمى 1 / 240 .
( 3 ) . بصائر الدرجات 69 .
( 4 ) . مجمع البيان 2 / 475 .