مؤلف گويد : بعيد نيست كه حق تعالى موسى را به طىّ الأرض در يك شب از حوالي شام به كربلا آورده باشد .
وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مروى است كه : چون موسى عليه السّلام مدت اجاره را تمام نمود وبا أهل خود بسوى بيت المقدس روانه شد ، راه را غلط كرد ، پس آتشى از دور ديد واز پى آتش رفت « 1 » .
وبه سند صحيح منقول است كه بزنطى از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيد : دخترى كه موسى عليه السّلام به نكاح خود درآورد همان دختر بود كه از پى موسى عليه السّلام رفت وأو را به نزد شعيب عليه السّلام آورد ؟ گفت : بلى .
فرمود كه : چون خواست موسى عليه السّلام از حضرت شعيب جدا شود وبه مصر برگردد شعيب گفت كه : داخل آن خانه شو ويكى از اين عصاها را بگير كه با خود نگاه دارى ودرندگان را از خود دفع كنى ؛ وبه شعيب عليه السّلام رسيده بود خبر آن عصائى كه موسى برداشت وكارهائى كه از آن مىآيد .
چون موسى داخل خانه شد يكى از آن عصاها جست وبه دست أو آمد ، چون به نزد شعيب آورد آن عصا را شناخت وگفت : اين را بگذار وديگرى را بردار .
چون موسى برگشت آن را گذاشت خواست ديگرى را بردارد باز همان عصا حركت نموده به دست أو آمد ، چون به نزد شعيب آورد گفت : نگفتم ديگرى را بردار ؟ !
موسى گفت : سه مرتبه اين را برگردانيدم باز همين عصا به دست من مىآيد .
شعيب گفت : همين را بردار كه از براي تو مقدّر شده است .
بعد از آن هر سال يك مرتبه موسى به زيارة شعيب مىآمد وشرايط خدمت أو را بجا مىآورد ، چون شعيب طعام مىخورد بر بالاى سرش مىايستاد ونان از براي أو ريزه مىكرد « 2 » .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان 4 / 250 ؛ قصص الأنبياء راوندى 151 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 152 .