حق تعالى وحى نمود كه : اى موسى ! در لشكر تو غمّازى هست .
گفت : پروردگارا ! مرا دلالت كن بر أو .
خدا وحى نمود كه : من غمّاز را دشمن مىدارم ، چگونه خود غمّازى كنم « 1 » ؟ !
در روايت ديگر منقول است كه موسى عليه السّلام مناجاة كرد كه : پروردگارا ! چنان كن كه مردم به من بد نگويند .
حق تعالى به أو وحى نمود كه : اى موسى ! من اين را از براي خود نكردم ، چون از براي تو بكنم ؟ !
ودر حديث معتبر منقول است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند كه : هارون پيشتر از دنيا رفت يا موسى ؟
فرمود : هارون پيشتر فوت شد . وفرمود : اسم پسرهاى هارون شبّر وشبير بود كه تفسير آنها در عربى حسن وحسين بود « 2 » .
ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : در حجر إسماعيل زير ناودان به قدر دو ذراع تا خانهء كعبه محلّ نماز شبّر وشبير پسران هارون بود « 3 » .
وبه سند حسن از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه بني إسرائيل گفتند كه : موسى آلت مردى ندارد ، وموسى عليه السّلام هرگاه كه مىخواست غسل كند مىرفت به موضعي كه هيچكس أو را نبيند ، روزى در كنار نهرى غسل مىكرد وجامههايش را بر روى سنگى گذاشته بود ، پس حق تعالى امر فرمود سنگ را كه دور شد از موسى عليه السّلام ، وموسى عليه السّلام از پى أو رفت تا آنكه بني إسرائيل نظرشان بر بدن آن حضرت افتاد ودانستند كه چنان نبود كه گمان مىكردند ، واين است معنى اين آية كه حق تعالى در قرآن فرموده است
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَكانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً
« 4 » يعنى : « اى
هامش
( 1 ) . صحيفة الإمام الرضا عليه السّلام 113 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 153 .
( 3 ) . كافى 4 / 214 .
( 4 ) . سورهء احزاب : 69 .