خود مردگان ، گويا هرگز در آن خانهها نبودهاند » « 1 » .
ودر سورهء شعرا فرموده است كه : « تكذيب كردند أصحاب بيشه پيغمبران را - وقوم شعيب عليه السّلام را أصحاب بيشه فرموده است ، زيرا كه در بيشه ودرختستانى ساكن بودند - در وقتي كه شعيب عليه السّلام به ايشان گفت كه : آيا از عذاب خدا نمىپرهيزيد ؟ بدرستى كه من از براي شما رسول امينم ، پس بترسيد از خدا وأطاعت كنيد مرا ، وسؤال نمىكنم از شما بر رسالت خود مزدى ، نيست اجر من مگر بر پروردگار عالميان ، تمام بدهيد كيل را ومباشيد از كم كنندگان كيل ، ووزن كنيد به ترازوى درست ، وكم مكنيد چيزهاى مردم را ، وسعى مكنيد در زمين به فساد ، وبترسيد از خداوندى كه خلق كرده است شما را وخلايق پيش از شما را .
قوم أو گفتند : نيستى مگر از آنها كه به جادو ديوانه شدهاند ، ونيستى تو مگر بشرى مثل ما ، وما گمان نمىكنيم تو را مگر از دروغگويان ، پس فرود آور از براي ما پارهاى چند از آسمان را اگر هستى از راستگويان .
گفت : پروردگار من داناتر است به آنچه شما مىكنيد .
پس تكذيب أو كردند ، پس گرفت ايشان را عذاب روز ابر ، بدرستى كه بود عذاب روز بزرگ » « 2 » .
بدان كه مشهور ميان مفسّران آن است كه چون تكذيب شعيب عليه السّلام را قوم أو به نهايت رسانيدند ، حق تعالى بر ايشان گرماى شديدي فرستاد كه نفسهاى ايشان را گرفت ، وچون داخل خانهها شدند آن گرما در خانههاى ايشان داخل شد ، ونه سايه فايده مىبخشيد ايشان را ونه آب ، واز گرما بريان شدند ، پس حق تعالى ابرى بر ايشان فرستاد پس همگى از شدت گرما به آن ابر پناه بردند ، وچون در زير ابر جمع شدند ابر بر ايشان آتش باريد وزمين در زير ايشان بلرزيد تا ايشان سوختند وخاكستر شدند « 3 » .
هامش
( 1 ) . سورهء هود : 84 - 95 .
( 2 ) . سورهء شعراء : 176 - 189 .
( 3 ) . مجمع البيان 2 / 450 ؛ تفسير ابن كثير 3 / 298 ؛ تفسير روح المعاني 5 / 7 .