زيارة كعبه ، وپسر خود را نزد خود نگاه داشت وأو را برد تا موضع جمرهء وسطى ، در آنجا با فرزند خود مشورت كرد چنانچه حق تعالى در قرآن ياد كرده است
يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى
« 1 » « اى فرزند عزيز من ! بدرستى كه من در خواب ديدم كه تو را ذبح مىكردم ، پس نظر كن وتفكّر نما كه چه مىبينى وچه مصلحت مىدانى ؟ » .
آن فرزند سعادتمند گفت : « اى پدر من ! بكن آنچه به آن مأمور شدهاى ، بزودى مرا خواهى يافت اگر خدا خواهد مرا از صبر كنندگان » « 2 » ، وهر دو امر خدا را تسليم كردند ، ناگاه شيطان به صورت مرد پيرى آمد وگفت : اى إبراهيم ! چه مىخواهى از اين پسر ؟
گفت : مىخواهم أو را ذبح كنم .
گفت : سبحان اللّه ! مىكشى پسرى را كه در يك چشم زدن معصيت خدا نكرده است !
حضرت إبراهيم عليه السّلام گفت : خدا مرا به اين امر فرموده است .
گفت : پروردگار تو نهى مىكند تو را از اين كار ، آن كه تو را امر به اين كار كرده است شيطان است .
حضرت إبراهيم فرمود : واي بر تو ! آن كس كه مرا به اين مرتبه رسانيده است أو مرا امر كرده است وبه همان سروشى كه هميشه به گوش من مىرسيده است اين را شنيدهام ودر اين شكّى ندارم .
گفت : نه واللّه تو را امر به اين كار نكرده است مگر شيطان .
حضرت إبراهيم عليه السّلام گفت : واللّه ديگر با تو سخن نمىگويم . وعزم كرد كه فرزندش را ذبح كند .
شيطان گفت : اى إبراهيم ! تو پيشواى خلقي ومردم پيروى تو مىكنند ، واگر تو اين كار را بكنى بعد از اين مردم فرزندان خود را بكشند .
هامش
( 1 ) . سورهء صافات : 102 .
( 2 ) . سورهء صافات : 102 .