پروردگارش ؛ ودو كس از بني إسرائيل كه يهود ونصارى را گمراه كردند ؛ وفرعون ؛ وأبو بكر وعمر « 1 » .
ودر حديث ديگر در حكمت خلق پشه فرمود كه : حق تعالى آن را روزى بعضي از مرغان قرار داده است ؛ وذليل گردانيد به پشه ، جبارى را كه تمرّد وتجبّر كرد بر خدا وانكار بر خداوندى أو كرد ، پس مسلط كرد بر أو ضعيفترين خلقش را تا بنمايد به أو قدرت وعظمت خود را ، پس داخل بيني أو شد تا به دماغش رسيد وأو را كشت « 2 » .
واز حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام به سند معتبر منقول است كه : در روز چهارشنبه إبراهيم را در آتش انداختند ، ودر چهارشنبه مسلط كرد خدا بر نمرود پشه را « 3 » .
مؤلف گويد : از اين أحاديث ظاهر مىشود كه قصهء پشه ونمرود واقع است ، امّا تفصيلش در اخبار معتبره به نظر نرسيده ، وأكثر مورخان وبعضي از مفسران ذكر كردهاند كه : بعد از نجات حضرت إبراهيم از آتش ، نمرود را دعوت به دين حق كرد ، آن شقى گفت :
من با خداى تو جنگ مىكنم .
پس روزى را براي اين امر تعيين كردند ونمرود با لشكر بيكران بيرون آمد وصف كشيدند ، وإبراهيم عليه السّلام تنها در برابر ايشان ايستاد « 4 » تا آنكه حق تعالى پشهاى بىحد فرستاد تا هوا را تيره كردند وبر سر وروى لشكريان تاختند تا آنكه همگى روى به هزيمت گذاشتند ونمرود خجل ومنفعل برگشت وباز ايمان نياورد ، تا آنكه حق تعالى پشهء ضعيفى را امر فرمود كه به دماغ آن ملعون بالا رفته مشغول شد به خوردن مغز سر أو ، تا آنكه به حدّى أو را بىتاب كرد كه جمعى را موكّل كرده بود كه گرزهاى گران بر سر أو مىزدند كه شايد از آن حالت تسكين يابد ، وچهل سال بر اين حال ماند وايمان نياورد تا
هامش
( 1 ) . خصال 346 .
( 2 ) . احتجاج 2 / 227 .
( 3 ) . خصال 388 ؛ علل الشرايع 597 ؛ عيون أخبار الرضا 1 / 247 .
( 4 ) . در هر دو مصدر به جاى حضرت إبراهيم ، « ملك » آمده است .