هود گفت كه : خدا أهل معصيت خود را بر أهل طاعت خود مسلط نمىگرداند .
خلجان گفت : آن مردان ما كه هلاك شدند چون مىشوند ؟
هود گفت : خدا عوض مىدهد به تو جمعى را كه بهتر از آنها باشند .
خلجان گفت : خيرى نيست در زندگانى بعد از آنها . واختيار كرد ملحق شدن به قوم خود را پس هلاك شد « 1 » .
وبه سند معتبر مروى است كه اصبغ بن نباته گفت كه : بيرون رفتيم با أمير المؤمنين عليه السّلام بسوى نخيله ، ناگاه جمعى از يهود پيدا شدند كه مردهاى از خود را برداشته آورده بودند كه در آنجا دفن كنند ، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام به حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود : ببين اين جماعت چه مىگويند در باب اين قبر ؟
امام حسن عليه السّلام گفت : مىگويند : قبر هود است .
حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : دروغ مىگويند ، من بهتر از ايشان مىدانم ، اين قبر يهودا پسر يعقوب عليه السّلام است . پس فرمود كه : كي از أهل مهره در اينجا هست ؟
مرد پيرى گفت : من از ايشانم .
فرمود : در كجاست منزل تو ؟
گفت : در مهره بر كنار دريا .
فرمود : چه مقدار راه است از آنجا تا آن كوه كه صومعهاى بر بالاى آن است ؟
گفت : نزديك است به آن .
فرمود : قوم تو چه مىگويند در آن ؟
گفت : مىگويند كه قبر ساحرى است .
فرمود : دروغ مىگويند ، من بهتر از ايشان مىدانم ، آن قبر هود عليه السّلام است « 2 » .
مؤلف گويد : ميان مفسران ومورخان خلاف است در موضع قبر آن حضرت ؛ بعضي
هامش
( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 90 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 91 .