پيغمبر ايشان هود بود ، وشهرهاى ايشان آبادان وبا خير فراوان بودند ، پس خدا باران را از ايشان حبس فرمود هفت سال تا به خشكسالى افتادند وخير از بلاد ايشان برطرف شد .
وهود عليه السّلام به ايشان مىگفت : طلب آمرزش كنيد از پروردگار خود وتوبه كنيد بسوى أو تا خدا بفرستد باران را بر شما ريزنده ، وزياد گرداند شما را قوتى بسوى قوت شما ، وپشت مكنيد بسوى حق جرم كنندگان .
پس چون ايمان نياوردند وطغيان ايشان زيادة شد خدا وحى نمود به هود كه : عذاب در فلان وقت بسوى ايشان خواهد آمد ، بادي خواهد بود كه در آن عذابي دردناك باشد .
پس چون آن وقت شد ، ديدند ابرى رو به ايشان مىآيد ، پس شادى كردند وگفتند : اين ابرى است كه باران بر ما خواهد باريد .
هود گفت : بلكه همان عذابي است كه تعجيل مىكرديد ومىطلبيديد « 1 » .
از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم منقول است كه : بادي هرگز بيرون نرفت بىمكيال وپيمانى مگر در زمان عاد كه زيادتى نمود بر خزينهدارانش وبيرون آمد مانند سوراخ سوزنى ، پس هلاك كرد قوم عاد را « 2 » .
واز حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : بادها پنجاند ويكى از آنها عقيم است ، پس پناه مىبريم به خدا از شرّ آن « 3 » .
وابن بابويه رحمة اللّه از وهب روايت كرده است كه : ريح عقيم روى اين زمينى است « 4 » كه ما بر روى آنيم ، به هفتاد هزار مهار از آهن آن را بستهاند ، وموكّل گردانيدهاند به هر مهارى هفتاد هزار ملك ، پس چون حق تعالى مسلط گردانيد آن را بر قوم عاد رخصت طلبيدند خازنان آن باد از پروردگار خود كه بيرون آيد باد مثل آنچه از دماغ گاو بيرون مىآيد ، واگر خدا رخصت مىداد بر روى زمين هيچ چيز نمىگذاشت مگر آنكه آن را مىسوخت ،
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 2 / 298 .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه 1 / 525 .
( 3 ) . من لا يحضره الفقيه 1 / 547 .
( 4 ) . در مصدر « زير اين زمينى است . . . » .