نمود بسوى زمين كه
يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ
« 1 » يعنى : « اى زمين ! فروبر آب خود را » ، زمين گفت : خدا مرا امر فرمود كه آب خود را فروبرم ، پس آبى كه از آسمان باريده است فرونمىبرم ؛ چون زمين آبهائى كه از چشمهها ونهرها جوشيده بود فروبرد ، آب آسمان بر روى زمين ماند ، پس خدا آنها را درياها گردانيد بر دور دنيا « 2 » .
وبه سندهاى معتبر از موسى بن جعفر عليه السّلام منقول است كه : چون نوح در كشتى نشست در آنجا ماند آنچه خدا خواست ، ونوح كشتى را سر داده بود وبه امر خدا به راه مىرفت ، پس حق تعالى وحى كرد بسوى كوهها كه : من خواهم گذاشت كشتى بندهء خود نوح را بر كوهى از شماها ، پس هر يك از كوهها سركشى وتطاول نمودند بغير جودي - كه كوهى است در موصل - كه آن تواضع وشكستگى نمود وگفت : مرا آن رتبه نيست كه كشتى نوح عليه السّلام بر من فرود آيد !
پس حق تعالى تواضع آن را پسنديد وامر فرمود كشتى را نزد آن قرار گيرد ، چون سينهء كشتى بر جودي خورد ، كشتى به اضطراب آمد وصداى عظيم ظاهر شد كه أهل آن از شكستن وغرق شدن ترسيدند ، پس نوح سرش را از سوراخى كه در كشتى بود بيرون آورد ودست بسوى آسمان بلند كرد وگفت : « بارات قنى بارات قنى » يعنى : خداوندا ! به اصلاح آور ، خداوندا ! به اصلاح آور « 3 » .
ودر بعضي روايات آن است كه گفت : « يا رهمن اتقن » يعنى : پروردگارا ! احسان كن « 4 » .
ودر روايات معتبره وارد است كه : متوسل شد به أنوار مقدسهء رسول خدا وأمير المؤمنين وفاطمه وحسن وحسين وساير أئمة عليهم السّلام ، وايشان را شفيع گردانيد « 5 » .
هامش
( 1 ) . سورهء هود : 44 .
( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 149 ؛ قصص الأنبياء راوندى 84 .
( 3 ) . تفسير عياشى 2 / 150 .
( 4 ) . تفسير عياشى 2 / 151 .
( 5 ) . امالى شيخ صدوق 181 .