مهر بر آن گِل زد كه آب بيرون نيامد تا آنكه جميع جانوران را سوار كشتى نمود پس بسوى تنور آمد ومهر را شكست وگِل را برداشت ، وآفتاب گرفت واز آسمان آمد آبى ريزنده بىآنكه قطرهقطره بيايد ، واز جميع چشمهها آب جوشيد ، چنانچه حق تعالى مىفرمايد كه
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ . وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ . وَحَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَدُسُرٍ
« 1 » كه ترجمهاش آن است كه : « پس گشوديم درهاى آسمان را به آبى ريزنده ومستمر ، وشكافتيم زمينها را چشمهها ، پس برخوردند آب آسمان وآب زمين بر امرى كه مقدّر شده بود ، وبار نموديم نوح را بر كشتى كه از تختهها وميخها ساخته شده بود » .
پس خدا فرمود : سوار شويد در كشتى در حالي كه تبرّك جوئيد به نام خدا در هنگام رفتن كشتى وايستادن آن ، يا بسم اللّه بگوئيد در اين دو حال ، يا به نام خداست رفتن وايستادن كشتى ، پس كشتى به حركت آمد ونظر كرد نوح بسوى پسر كافرش كه در ميان آب برمىخاست ومىافتاد گفت
يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَلا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ
« 2 » يعنى :
« اى پسرك من ! سوار شو با ما ومباش با كافران » ، گفت
سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
« 3 » يعنى : « بزودى جا گيرم وپناه برم بسوى كوهى كه نگاهدارد مرا از آب » ، پس نوح گفت
لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ
« 4 » يعنى : « نيست نگاهدارنده امروز از عذاب الهى مگر كسى كه خدا أو را رحم كند » ، پس نوح گفت
رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ
« 5 » « پروردگارا ! بدرستى كه پسر من از أهل من است وبدرستى كه وعدهء تو حقّ است وتوئى حكمكنندهترين حكم كنندگان » ، پس حق تعالى فرمود
يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ
هامش
( 1 ) . سورهء قمر : 11 - 13 .
( 2 ) . سورهء هود : 42 .
( 3 ) . سورهء هود : 43 .
( 4 ) . سورهء هود : 43 .
( 5 ) . سورهء هود : 45 .