تو را فريبى خواهد داد ، ومن متابعت تو كردم ونيّت نمودم كه أو را عبد الحارث نام كنم .
پس فرزند مستوى الخلقهاى متولد شد وايشان شاد شدند وأيمن گرديدند از آنچه مىترسيدند واميد بهم رسانيدند كه از براي ايشان باقي بماند ودر روز ششم نميرد ، ودر روز هفتم أو را عبد الحارث نام كردند « 1 » .
ودر دو حديث ديگر منقول است كه : از امام محمد باقر عليه السّلام پرسيدند از تفسير قول حق تعالى
فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما
« 2 » ، فرمود : ايشان آدم وحوّا بودند وشرك ايشان شرك طاعت بود كه أطاعت شيطان كردند در آنكه براي أو نصيبي در خلق خدا قرار دادند وأو را عبد الحارث نام كردند ، نه شرك عبادت كه غير خدا را پرستيده باشند « 3 » .
مترجم گويد : اين أحاديث به حسب ظاهر مخالف أصول مقررهء شيعه وموافق روايات وأصول عامهاند ، وشايد بر وجه تقيه وارد شده باشند ، بلكه مشهور ميان شيعه آن است كه ضمير تثنيه در
جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ
راجع است به ذكور وإناث از فرزندان آدم ، يعنى چون خدا فرزندان شايسته ومستوى الخلقة به آدم وحوّا داد بعضي از ذكور وبعضي از إناث فرزندان ايشان به خدا شرك آوردند . ووجوه ديگر نيز در تفسير اين آية گفتهاند كه در كتاب « بحار الأنوار » « 4 » ذكر كردهايم ، واين وجه ظاهرتر است .
چنانچه در حديث معتبر وارد شده است كه مأمون از حضرت امام رضا عليه السّلام سؤال كرد از تفسير اين آية ، آن حضرت فرمود : حوّا براي آدم عليه السّلام پانصد شكم فرزند آورد ، در هر شكم پسرى ودخترى ، وآدم وحوّا عهد كرده بودند با خدا كه اگر فرزندان شايستهاى به ما بدهى البتة خواهيم بود از شكركنندگان ، پس نسل شايستهاى مستوى الخلقهء بىمرض وعيب وعلت به ايشان عطا فرمود ؛ آنها دو صنف بودند : صنفى نر وصنفى مادة ، پس آن دو
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 251 .
( 2 ) . سورهء أعراف : 190 .
( 3 ) . تفسير عياشى 2 / 43 .
( 4 ) . بحار الأنوار 11 / 252 .