وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون قابيل ديد كه قرباني هابيل را آتش قبول كرد وقرباني أو را قبول نكرد ، شيطان به أو گفت : هابيل اين آتش را مىپرستيد ، براي اين قرباني أو را قبول كرد .
قابيل گفت : من آتشى را كه هابيل آن را مىپرستيده است ، عبادت نمىكنم وليكن آتش ديگر را عبادت مىكنم وقرباني به نزد آن مىبرم كه قرباني مرا قبول كند . پس آتشكدهها ساخت وقرباني براي آنها برد ، وپروردگار خود را نمىشناخت وبه فرزندانش ميراث نداد چيزى بغير از آتشپرستى « 1 » .
ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : در زمان حضرت آدم عليه السّلام وحشيان ومرغان ودرندگان وهر چه خدا خلق كرده بود همه با هم مخلوط بودند وآميزش مىكردند ، چون پسر آدم عليه السّلام برادرش را كشت از يكديگر نفرت كردند وترسيدند وهر حيواني بسوى شكل خود ونوع خود رفت « 2 » .
وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : قابيل پسر آدم عليه السّلام به موى سرش آويخته است در چشمهء آفتاب ، مىگرداند أو را هر جا كه مىگردد در سرما وگرماى خود تا روز قيامت ، چون روز قيامت شود خدا أو را به آتش برد « 3 » .
وبه روايت ديگر منقول است كه از آن حضرت پرسيدند كه : فرزند آدم حالش در جهنم چون خواهد بود ؟
فرمود : سبحان اللّه ! خدا از آن عادلتر است كه جمع كند بر أو عقوبت دنيا وآخرت را « 4 » .
مؤلف گويد : اين حديث مخالف ساير أحاديث است ، وشايد مراد آن باشد كه عذاب دنيا براي أو سبب تخفيف عذاب آخرت مىگردد ، يا آنكه براي كشتن ، أو را در آخرت
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 3 .
( 2 ) . علل الشرايع 4 .
( 3 ) . تفسير عياشى 1 / 311 .
( 4 ) . تفسير عياشى 1 / 311 .