قرباني خود را بر سر كوه گذاشتند ، پس آتشى آمد وقرباني هابيل را خورد وقرباني قابيل به حال خود ماند ، وآدم عليه السّلام نزد ايشان نبود وبه امر خدا به مكة رفته بود كه زيارة كعبه بكند ، پس قابيل گفت : من در دنيا عيش وزندگانى نمىكنم با اين حال كه قرباني تو مقبول شود وقرباني من مقبول نشود ، وتو خواهى كه خواهر نيكوى مرا بگيرى ومن خواهر زشت تو را بگيرم ، پس هابيل آن جواب گفت كه خدا در قرآن ياد كرده است وقابيل سنگى بر سر أو زد وأو را كشت « 1 » .
وبه سند صحيح منقول است كه از حضرت امام رضا عليه السّلام پرسيدند كه : نسل از آدم چگونه بهم رسيد ؟
فرمود كه : حوّا حامله شد به هابيل وخواهر أو در يك شكم ، ودر شكم دوم به قابيل وخواهر أو ، پس هابيل را به خواهر قابيل وقابيل را به خواهر هابيل تزويج نمود ، وبعد از آن نكاح خواهران حرام شد « 2 » .
مؤلف گويد : چون اين أحاديث موافق روايات أهل سنّت است ، بر تقيّه حمل كردهاند ، وروايات سابقه محلّ اعتمادند .
واز حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود : چون خدا آدم را به زمين فرستاد ، زوجهاش را با أو فرستاد ، وشيطان ومار به زمين آمدند وزوجهاى نداشتند ، پس شيطان با خود لواط مىكرد وذرّيّتش از خودش بهم رسيدند ، وهمچنين مار ؛ وذرّيّت آدم از زوجهاش بهم رسيد ، وخبر داد خدا آدم وحوّا را كه مار وإبليس دشمن ايشانند « 3 » .
مترجم گويد : ممكن است كه تخم گذاشتن شيطان به سبب اين عمل قبيح بوده باشد تا منافاة نداشته باشد با آنكه گذشت .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان 2 / 183 .
( 2 ) . قرب الإسناد 366 .
( 3 ) . علل الشرايع 547 .