وپرسيدند كه : خدا جو را از چه چيز خلق كرد ؟ فرمود : حق تعالى امر فرمود آدم عليه السّلام را كه زراعت كن آنچه اختيار مىكنى از براي خود ، جبرئيل قبضهاى از گندم آورد ، آدم يك قبضه از آن را گرفت وحوّا يك قبضه گرفت ، پس آدم به حوّا گفت كه : تو زراعت مكن ، حوّا قبول نكرد ، پس آنچه آدم كاشت گندم شد وآنچه حوّا كاشت جو شد « 1 » .
وبه سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : حضرت آدم هزار مرتبه به زيارة كعبه آمد پياده ؛ هفتصد مرتبه براي حج وسيصد مرتبه براي عمره « 2 » .
وبه سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون آدم عليه السّلام از بهشت به زمين آمد وطعام خورد ، در شكم خود ثقل وسنگينى يافت ، پس به جبرئيل شكايت كرد ، جبرئيل گفت : اى آدم ! به كنارى برو ، چون رفت فضله از أو جدا شد « 3 » .
ودر طرق عامه از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم نقل كردهاند كه فرمود : پدر شما آدم عليه السّلام بلند بود مانند درخت خرما ، بلندى آن شصت ذراع بود « 4 » .
وبه سند معتبر منقول است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند كه : طول قامت حضرت آدم عليه السّلام چه مقدار بود وقتي كه به زمين فرود آمد ؟ وطول قامت حوّا چه مقدار بود ؟
فرمود : يافتهايم در كتاب أمير المؤمنين عليه السّلام كه : چون حق تعالى آدم وزوجهء أو حوّا را به زمين فرستاد ، پاهاى آدم بر كوه صفا بود وسرش بر أفق آسمان بود ، شكايت كرد به خدا از آنچه به أو مىرسيد از گرمى آفتاب ، پس خدا وحى كرد بسوى جبرئيل كه : آدم شكايت كرد بسوى من از گرمى آفتاب ، پس أو را فشارى بده طولش را هفتاد ذراع گردان به ذراع أو ، وفشارى بده حوّا را وطولش را سى وپنج ذراع گردان به ذراع أو « 5 » .
مترجم گويد : تأذّى آن حضرت از گرمى آفتاب يا از آن است كه آفتاب را حرارتي
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 574 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 49 .
( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 50 .
( 4 ) . تاريخ طبري 1 / 101 ؛ كنز العمال 15 / 606 .
( 5 ) . كافى 8 / 233 .