به آدم « 1 » .
وبه سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : چون حق تعالى امر كرد شيطان را به سجدهء حضرت آدم ، گفت : پروردگارا ! بعزت تو سوگند ، اگر مرا معاف دارى از سجدهء آدم تو را عبادتي بكنم كه هيچكس مثل آن تو را عبادت نكرده باشد ، حق تعالى فرمود :
من مىخواهم كه أطاعت كرده شوم از آن جهت كه خود مىخواهم « 2 » .
ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : چون حق تعالى امر كرد ملائكة را كه سجده كنند حضرت آدم را ، وإبليس ظاهر كرد آن حسد را كه در دل أو پنهان بود وابا كرد از سجده كردن ، حق تعالى عتاب كرد أو را كه : چه چيز مانع شد تو را از سجده كردن ؟
گفت : من از أو بهترم ، مرا از آتش خلق كردهاى وأو را از خاك .
حضرت فرمود : أول كسى كه قياس كرد شيطان بود ، وتكبر كرد ، وتكبر أول معصيتي بود كه خدا را به آن معصيت كردند .
پس إبليس گفت : پروردگارا ! مرا معاف دار از سجود آدم ، ومن تو را عبادتي بكنم كه هيچ ملك مقرب وپيغمبر مرسل تو را چنان عبادت نكرده باشد .
خدا فرمود : مرا احتياجى نيست به عبادت تو ، مىخواهم عبادت كنند مرا از جهتي كه من مىخواهم نه از جهتي كه تو مىخواهى . پس ابا نمود از سجده كردن ، وحق تعالى فرمود : بيرون رو از بهشت كه تو رجيمى ، وبر توست لعنت من تا روز جزا .
إبليس گفت : پروردگارا ! چگونه مرا محروم مىگردانى وتو پروردگار عادلى كه جور نمىكنى پس ثواب عمل من باطل شد ؟
فرمود كه : نه وليكن سؤال كن از من از امر دنيا آنچه خواهى براي ثواب عمل خود تا عطا كنم به تو . پس أول چيزى كه سؤال كرد اين بود كه زنده بماند تا روز جزا . حق تعالى فرمود : عطا كردم .
هامش
( 1 ) . تحف العقول 478 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 43 .