ديگر بزرگان كوفه مدافع وى در جنگ با شام هستند ، در خطبهاى عمومى مردم را به جهاد فرا خواند . پس از وى ، امام حسن عليه السّلام به سخنرانى پرداخت و ضمن آن فرمود :
« براى نبرد با دشمن خود ، معاويه و سپاهش ، بسيج شويد ؛ زيرا او اينك آماده شده است ، و روحيهء پيكارجويى را رها نكنيد ، كه ترك آن ، رشتهء پيوند دلها را بگسلد و پايمردى ( با جولان ) تيغ و سنان ضامن هميارى و جلوگيرى ( از شكست ) است . » پس از آن ، امام حسين عليه السّلام نيز ضمن سخنانى مردم را به جنگ بر ضد شاميان بر انگيخت . « 1 » امام به ابن عباس نامه نوشت تا مردم بصره را نيز به همراهى دعوت كند .
بسيارى از مردم بصره پس از دعوت امام ، همراه ابن عباس به كوفه آمدند . ابن عباس ، ابو الاسود دئلى را بجاى خود در بصره گماشت . آن حضرت به مخنف بن سليم نامه نوشت تا كسى را بجاى خود در اصفهان گماشته و به امام ملحق شود و او نيز چنين كرد .
كوفه آماده نبرد با شام شد . امام دستور دادند تا جنگجويان در نخيله ، كه اردوگاه نظامى كوفه بود ، اجتماع كنند . اين امر ، معاويه را نيز بر آن داشت تا منبر كوفه را با لباس خونين عثمان ، آزين بسته ، و در حالى كه هفتاد هزار شيخ پيرامون آن گريه مىكردند ، مردم شام را براى مقابله با سپاه عراق آماده كند . « 2 » بر اساس گزارش نصر بن مزاحم ، جنگ صفين از ماه دوم سال 37 آغاز شده و تا صفر سال بعد ادامه يافته است .
زمانى كه سپاه عراق ، به سپاه شام رسيدند ، متوجه شدند كه آنان در منطقه مستقر شده و راه سنگفرش را نيز كه از ميان باتلاق عبود مىكرد در اختيار خود گرفتهاند . آنها تيراندازان و سوارانى را براى جلوگيرى از رفت و شد عراقيان به شريعه در آنجا مستقر كردهاند .
گفته شده است كه شمار سپاه شام بالغ بر يكصد و بيست هزار نفر بوده است . « 3 »
سپاه امام نيز زمان خروج از كوفه بالغ بر هشتاد هزار نفر بوده كه در راه نيز تعدادى از مردم مدائن به آن افزوده شدند . « 4 »
هامش
( 1 ) . وقعة صفين ، صص 115 - 114
( 2 ) . وقعة صفين ، ص 127
( 3 ) . الفتوح ، ج 2 ، ص 439
( 4 ) . اخبار الطوال ، صص 167 - 166