ديگرى فرمودند ، شبهه را شبهه ناميدهاند ، چون حق را ماند . « 1 »
4 - مشكل ديگر امام ، فساد اجتماعى بود . رفاهگرايى شديد مردم ، سبب تضعيف آرمانها و ارزشهاى دينى در جامعه شده و به دين جز به صورت ظاهر بهاى چندانى داده نمىشد . زمانى كه خليفهء سوم به رفاهگرايى شديد غلطيد ، همين روحيه در رعاياى او نيز ظاهر شده و به تدريج جامعه را از جهت دينى گرفتار مشكل كرد .
جامعهاى كه گرفتار فتنه و فساد شد ، به سادگى نمىتواند خود را به تعادل اخلاقى برساند . امام در ضمن يكى از خطبههاى خود ، جامعهء خود را همانند جامعهء جاهلى معرفى مىكند . آن حضرت مىفرمايد : وضعيت امروز شما همانند آن روز شده است كه خداوند رسولش را مبعوث كرد . « 2 » امام در همانجا ، به دگرگونى ارزشها در آن جامعه و لزوم تحول آن سخن گفتند ، اين جامعه بايد غربال شود ، آنان كه پيش افتادهاند بازگردانده شده و آنان كه واپس ماندهاند ، پيش برده شوند .
امام در جاى ديگر فرمود : بدانيد كه شما پس از هجرت - و ادب آموختن از شريعت - به خوى باديهنشينى بازگشتيد و پى از پيوند دوستى دسته دسته شديد . با اسلام جز به نام آن بستگى نداريد و از ايمان جز نشان آن را نمىشناسيد . . . بدانيد كه شما رشتهء پيوند با اسلام را گسستيد و حدود آن را شكستيد و احكام آن را به كار نيستيد . « 3 »
امام در جاى ديگرى دربارهء فساد زمان فرمود : و اعلموا رحمكم الله أنكم فى زمان القائل فيه بالحق قليل و اللسان عن الصدق كليل و اللازم للحق ذليل . أهله معتكفون على العصيان ، مصطلحون على الادهان ، فتاهم عارم و شائبهم آثم و عالمهم منافق و قارئهم مماذق لا يعظم صغيرهم كبيرهم و لا يعول غنيهم فقيرهم . بدانيد خدايتان بيامرزد ! شما در زمانى به سر مىبريد كه گويندهء حق اندك است در آن ، و زبان در گفتن راست ناتوان . آنان كه با حقاند خوارند و مردم به نافرمانى گرفتار . و سازش با يكديگر را پذيرفتار .
جوانشان بدخو و پيرشان گنهكار . عالمشان دورو ، قاريشان سودجو ، نه خردشان
هامش
( 1 ) . همان ، خطبهء 38
( 2 ) . همان ، خطبهء 16
( 3 ) . همان ، خطبهء 192