پذيرفته و گرايش عقلگرا آن را نامقبول دانسته است .
برخى ديگر از علما موضعى ميانهء برگزيده و نظر دادهاند كه اين تفسير ، مانند كتب ديگر مىتواند مورد انتقاد قرار گرفته و روايات صحيح آن پذيرفته شود . علامهء بلاغى ضمن رسالهاى در نقد آن ، مواردى را كه موجب سلب اعتبار آن تفسير مىشود ، برشمرده است . « 1 »
نكتهء مهم اين است كه على بن ابراهيم قمى و محمد بن مسعود عياشى از مفسران متقدم شيعه ، هيچ كدام در تفسيرهاى خود ، روايتى از اين كتاب نقل نكردهاند .
اين مسأله مىتواند نقش تعيين كنندهاى در قضاوت دربارهء اين تفسير داشته باشد .
ب : كتاب المقنعة ؛ كتاب ديگرى كه ابن شهر آشوب به امام منسوب كرده ، كتاب المقنعه است . كتاب مزبور در نسخهاى از مناقب با عنوان « كتاب المنقبه » ضبط شده و صاحب ذريعه نيز تحت همين عنوان از آن ياد كرده است . اما در چاپ نجف و قم از مناقب ، « رسالة المقنعة » آمده است . بياضى هم از آن با عنوان « كتاب المقنعه » يا « رسالة المقنعه » ياد كرده است . « 2 » در هر دو منبع آمده است كه اين كتاب مشتمل بر علم حلال و حرام است . بنابراين نمىتواند اثرى در مناقب باشد و بدين ترتيب در عنوان المنقبه بايد تصحيفى صورت گرفته باشد .
براى حل اين مسأله بايد سه نقل مختلف در كنار هم قرار گيرد :
1 - نجاشى در شرح حال رجاء بن يحيى عبرتايى كاتب مىنويسد : رجاء از امام هادى عليه السّلام روايت مىكرده و به وسيله پدرش كه در خانهء ابو الحسن مشغول به كار بوده ، به خانهء آن حضرت راه يافته ، از خواص وى شده و كتابى با عنوان « المقنعة في ابواب الشريعه » از او نقل كرده است . ابو المفضل شيبانى نيز آن را از رجاء بن يحيى ، روايت كرده است . « 3 »
2 - ابن طاووس نوشته است : على بن عبد الواحد با سند خود به رجاء بن يحيى ، نقل كرد كه از خانهء ابو محمد حسن بن على صاحب العسكر ، در سال 255 كتابى به
هامش
( 1 ) . « رسالة حول التفسير المنسوب الى الامام العسكرى عليه السّلام » ، صص 137 - 151
( 2 ) . المناقب ، ج 4 ، ص 424 ؛ الصراط المستقيم ، ج 2 ، ص 175 ؛ ذريعه ، ج 23 ، ص 149 ؛ اعيان الشيعة ، ج 4 ، جزء 2 ، ص 188
( 3 ) . رجال النجاشى ، ص 119