آگاهى ده كه اين آگاهى انگيزهء يارى شيعيان ما از وى و سبب كفايت او در انجام كارهايش باشد و اين اقدام تو به عنوان رعايت احترام او مطلوب ما بوده و به خاطر اين كار خداوند تو را پاداش و اجر عطا مىفرمايد . خدا به هر كس خواهد به رحمت خود برترين پاداشها را عطا مىفرمايد . تو را به خدا مىسپارم . اين نامه را به خط خود نوشته و خدا را حمد و سپاس فراوان مىكنم .
دقت در متن اين نامه ، وظايف و حوزهء اختيارات يك وكيل و نحوهء ارتباط وكلاى جزء را با آنان كه در يك منطقهء وسيع عمل مىكردهاند به خوبى نشان مىدهد .
دربارهء همين ابو على بن راشد نامهء ديگرى از امام هادى عليه السّلام در دست است كه در آن ضمن بيان موقعيت ابن راشد ، اطاعت از وى ، اطاعت از خدا و امام قلمداد شده است .
عين عبارت امام در نامهء ياد شده چنين است :
فقد أوجبت في طاعته طاعتى و الخروج الى عصيانه الخروج الى عصيانى فالزموا الطريق يأجركم اللّه و يزيدكم من فضله . « 1 »
اطاعت از خود را در پيروى از وى قرار دادم و اقدام به سرپيچى از فرمان او سرپيچى از فرمان من است ؛ پس اين رويّه را حفظ كنيد كه خدا به شما اجر دهد و از فضل خود بر شما بيفزايد .
همينطور در نامهء ديگرى خطاب به ايوب بن روح نوشتهاند : از برخورد با ابو على حذر كن ، تو و ابو على هر كدام در ناحيهء خاصّ خود به وظايفى كه بر عهدهتان مىباشد عمل كنيد . عين همين نامه را نيز به ابو على نوشته و طى آن دربارهء ايوب بن نوح سفارش فرموده و از آن دو خواسته است كه هر كدام به امور مالى شيعيان در منطقه خود پرداخته و از منطقهء ديگرى چيزى دريافت نكند . « 2 »
از روايتى كه كشّى دربارهء اسماعيل بن اسحاق نيشابورى آورده ، چنين استنباط مىشود كه : به احتمال احمد بن اسحاق رازى يكى ديگر از وكلاى امام هادى عليه السّلام بوده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . رجال كشى ، ص 514 ؛ بحار ، ج 50 ، ص 220
( 2 ) . رجال كشى ، ص 514
( 3 ) . مسند الامام الهادى عليه السّلام ، ص 320