باشد ؟
يحيى از حديث : « انّ السكينة تنطق على لسان عمر » سؤال كرد . امام فرمود : من منكر فضل عمر نيستم ، اما أبو بكر كه افضل از وى بود ، بالاى منبر مىگفت : « انّ لى شيطانا يعترينى ، فاذا ملت فسدّدونى . »
يحيى گفت : دربارهء اين حديث چه مىگوييد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « لو لم أبعث لبعث عمر » ؟ امام فرمود : كتاب خدا صادقتر است كه مىفرمايد :
وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ
؛ « 1 » خداوند كه از انبيا براى اداى صحيح و درست رسالتشان پيمان گرفته و آن بزرگواران لحظهاى به وى شرك نورزيدهاند ، چگونه ممكن است بر خلاف پيمان خود ، شخصى را كه بخشى از عمرش را در حال شرك به خدا گذرانده به پيامبرى برگزيند ؟ همچنين روايت شما با حديث صحيح « نبّئت و آدم بين الروح و الجسد » كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده مباينت دارد . يحيى گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود : « ما احتبس عنّى الوحى قطّ الّا ظننته قد نزل على آل خطّاب » ؛ وحى بر من متوقف نشد ، مگر آن كه گمان كردم بر آل خطاب نازل مىشود . امام فرمود : براى پيامبران جايز نيست حتّى لحظهاى در رسالت خود دچار ترديد شوند .
از طرف ديگر خدا مىفرمايد :
اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ
: « 2 » چگونه ممكن است كه نبوّت از برگزيده خدا به كسى كه مدّتها بود شرك ورزيده است منتقل شود ؟
يحيى گفت : از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود : « لو نزّل العذاب لما نجى الّا عمر » ؛ امام فرمود : اين روايت با قرآن كه مىگويد :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
؛ « 3 » سازگار نيست و حجّت نتواند بود . « 4 »
ميراث علمى امام جواد عليه السّلام
به طور معمول ، پس از رحلت هر امام ، تا مدتى به دليل مشكلاتى كه پيش مىآمد ، ارتباط شيعيان با امام بعدى بسيار محدود مىشد . حتى وكلاى امام پيشين هم كه در
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) : 7
( 2 ) . حج ( 22 ) : 75
( 3 ) . انفال ( 8 ) : 33
( 4 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، صص 245 - 249