كاظم عليه السّلام از شيعيان گرفته بودند و همچنين وجود برخى از روايات نادرست كه در آنها علايمى را براى منحرف ساختن اذهان از امام عليه السّلام ، شناسانده بودند ، مشكلاتى به وجود آمد . اين در حالى بود كه امام كاظم عليه السّلام در مدينه ، ميان شيعيان و علويان - كه شمار فراوانى از آنان شاهد و ناظر جريان بودند - امام رضا عليه السّلام را به جانشينى خود منصوب فرمود . « 1 »
آنگونه كه مرحوم طبرسى روايت كرده : اشكال اصلى از سوى كسانى بود كه در آخرين حبس امام كه منجر به شهادت آن حضرت شد ، اموالى نزدشان جمع شده بود .
عبارت طبرسى در اين باره چنين است :
سبب ظاهرى اين اشكالتراشىها طمع در اموال و ودايعى بود كه در زمان زندانى بودن امام كاظم عليه السّلام پيش بعضى از اصحاب آن حضرت جمع شده بود ، اين موضوع آنان را به انكار وفات آن حضرت و ادّعاى زنده بودن او و انكار جانشينى براى وى و انكار نص دربارهء امام بعدى واداشت . « 2 »
شاهد سخن طبرسى روايتى است كه كشّى نقل كرده و در آن آمده است كه ، سى هزار دينار نزد دو وكيل امام كاظم عليه السّلام بنام حيّان سرّاج و شخصى ديگر بود . زمانى كه امام عليه السّلام در زندان بود ، آنها با اين پول خانه و غلّات خريدند و وقتى خبر رحلت امام عليه السّلام به آنها رسيد ، وفات آن حضرت را انكار كرده و در ميان شيعه شايع كردند كه امام كاظم عليه السّلام نمرده است ؛ زيرا او قائم آل محمّد است ( أذاعا فى الشّيعة انّه لا يموت لانّه هو القائم ) . در پايان روايت تصريح شده است كه براى شيعيان روشن شد اين دو نفر به خاطر خوردن اموالى كه پيش ايشان بوده ، اين شايعه را درست كردهاند . « 3 »
يكى ديگر از علل پيدايش اين انحراف ، چنان كه پيش از آن نيز دربارهء بعضى از امامان پيش آمده بود ، مفهوم « قائم » و « مهدى » بود كه در ميان شيعه از قوت زيادى برخوردار بود ، گرچه بايد گفت كه در منابع اهل سنت هم فراوان وجود داشت . اين انحراف در مواردى ناشى از فرصت طلبى و سودجويى اشخاص نبود ، بلكه در
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 28
( 2 ) . إعلام الورى ، ص 303
( 3 ) . رجال كشى ، ص 460