ما كارى نكردهايم كه به جهت آن از تو بترسيم ؛ و از امر آخرت پيش تو چيزى نيست كه به آن اميدوار باشيم ؛ و اين مقام تو در واقع نعمتى نيست كه آن را به تو تبريك بگوييم و تو آن را مصيبتى براى خود نمىدانى كه تو را دلدارى بدهيم ، پس پيش تو چهكار داريم ؟
بدين گونه بود كه امام نارضايى خود را نسبت به حكومت او ابراز مىداشت ، چنان كه با توصيههاى سياسى به افراد مانند : « ايّاك و مجالسة الملوك » « 1 » ، « بر تو باد كه از همنشينى پادشاهان دورى كنى » ياران خود را نيز از همنشينى سلاطين بر حذر مىداشت . و نيز مىفرمود : « كفّارة عمل السلطان الإحسان إلى الاخوان » . « 2 » كفارهء همكارى با سلطان ، نيكى به برادران است .
آن حضرت عالمانى را كه به دربار شاهان رفت و آمد داشتند ، از اين كار بيم داده و مىفرمود : الفقهاء أمناء الرّسل فاذا رأيتم الفقهاء قد ركبوا الى سلاطين فاتّهموهم . « 3 »
فقيهان امناى پيامبرانند ، اگر فقيهى را ببينيد كه پيش سلاطين رفت و آمد دارد ، او را متهم كنيد .
روزى منصور از آن حضرت پرسيد :
يا أبا عبد الله ! لم خلق الله تعالى الذّباب ؟ ليذلّ به الجبابرة . « 4 »
اى ابا عبد الله ! خدا پشه را براى چه آفريده است ؟ فرمود : براى اين كه دماغ زورگويان را به خاك بمالد .
در نقل ديگرى آمده است كه منصور به امام گفت :
نحن و أنتم فى رسول اللّه سواء ، فقال : لو خطب اليكم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قد تزوّج منكم لجاز له و لا يجوز أن يتزوّج منّا ، فهذا دليل على أنّا منه و هو منّا .
نسبت ما و شما به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برابر است . حضرت فرمود : اگر از دختران شما خواستگارى كند مجاز است اما از ما نمىتواند . اين دليل آن است كه ما از او
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 310
( 2 ) . نثر الدر ، ج 1 ، ص 354
( 3 ) . كشف الغمه ، ج 2 ، ص 184 ؛ تهذيب الكمال ، ج 5 ، ص 88 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 6 ، ص 262
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 158 ؛ تهذيب الكمال ، ج 5 ، صص 92 ، 93