رواياتى كه در باب امامت امام صادق عليه السّلام نقل شده ، در بسيارى از جوامع روايى و كتابهاى تاريخ شيعه از جمله « كافى » ( كتاب الحجة ) « كشف الغمة فى معرفة الائمه » « 1 » « اثبات الوصيه » و « ارشاد » مفيد و « إثبات الهداة » وارد شده است .
امام باقر عليه السّلام ، در مدينه زندگى مىكرد ، اما امام صادق عليه السّلام از آنجا كه بيشتر شيعيان آن حضرت در عراق بودند و يا به دلايل ديگر ، مدتى در عراق به سر برده است . « 2 »
در دوران امام ششم ، امويان سقوط كردند و حكومت به دست بنى عباس افتاد .
آن حضرت عليه السّلام پس از آن كه طولانىترين مدت را - نسبت به ساير امامان - در ارشاد مردم سپرى كرد ، در سال 148 رحلت نموده و شيعيان را در غم سنگين و هميشگى ناشى از فقدان خود باقى گذاشت . دربارهء شهادت امام صادق عليه السّلام روايتى از منابع اهل سنت نقل شده « 3 » اما ابو زهره آن را نادرست شمرده و براى اثبات نظر خود به تمجيد منصور از امام صادق عليه السّلام و اظهار تأسفش از رحلت آن حضرت - كه يعقوبى آن را روايت كرده - استناد جسته است . « 4 » او همچنين اين اقدام از طرف منصور را ، مخالف روش او در تحكيم پايههاى خلافتش مىداند . « 5 »
ولى بايد گفت ، هيچكدام از اين دو امر ، نص تاريخى و دليل بر عدم شهادت آن حضرت نيست ؛ زيرا اظهار تأسف منصور به عنوان يك خليفه - كه نمىخواهد به ظاهر بپذيرد ، امام صادق عليه السّلام به دستور وى به شهادت رسيده - امرى كاملا طبيعى است و مشابه آن دربارهء مأمون نسبت به امام رضا عليه السّلام نيز وجود دارد و اصولا دربارهء سلاطين و قتلهاى سياسى كه به دستور آنان صورت مىگيرد ، اين رويّه امرى عادى است . همچنين حركت منصور و كشتن شمار زيادى از علويان و دشمنى صريح او با آنان كه بدون وقفه ادامه داشت با استظهار ابو زهره از رفتار منصور ، منافات دارد .
به عكس ، فرض كشته شدن امام صادق عليه السّلام به دستور منصور ، مطابق روشن حكومتى او بوده ، چنان كه رويهء معمول او در بر خود با دشمنانش نيز همين بوده
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ، ج 2 ، ص 173 - 167
( 2 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 147
( 3 ) . الاتحاف بحب الاشراف ، ص 147
( 4 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 3 ، ص 117 ؛ الامام الصادق عليه السّلام ، ابو زهره ص 67
( 5 ) . الامام الصادق عليه السّلام ، ص 64